فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٣
مرج طلبند، بر انسانهاى آزاده روا نيست و اين خود نزد امام (ع) از انگيزهها و هدفهاى جهاد به شمار مىرود.
انتخاب تنها راه عقلانى: گاه جز يك راه اصولى و شرافتمندانه در پيشروى باقى نمىماند چنانكه امام (ع) مىگويد:
«و لقد ضربت أنف هذا الامر و عينه. و قلبت ظهره و بطنه، فلم أر لى فيه الا القتال أو الكفر بما جاء محمد صلى الله عليه. انه قد كان على الامة و ال أحدث أحداثا. و أوجد الناس مقالاً، فقالوا، ثم نقموا فغيروا».
[١]«من در اين مورد كاملاً تحقيق كردم و همه جهات آن را زير و رو نمودم و جز جنگ راهى نيافتم. مگر اينكه به رسالت پيامبر اسلام (ص) كفر به ورزم. در گذشته، امت فرمانروايى داشت كه بدعتها و كارهاى خلافى انجام داد. مردم را به گفتارهايى واداشت و مردم نيز سخنانى دربارهاش گفتند. آنگاه زبان به سرزنش و انتقاد گشودند و تنهايش گذاشتند و بر عليه او شوريدند و او را بركنار كردند».
در رابطه با سياستى كه امام (ع) در برابر معاويه (كه استاندارى بخش عظيمى از كشور اسلامى آن زمان را از طرف خلفاى قبلى بهدست گرفته بود) بايد در پيش بگيرد، نظرات و پيشنهادهاى مختلفى ابراز مىشد. امام (ع) در برابر اين پيشنهادها كه به آرزو بيشتر شباهت داشت، موضع قاطع خود را بيان فرمود. با اين تأكيد كه همه آنچه كه به نظر شما رسيده من بررسى كردهام و همه زوايا و ابعاد و زير و روى مطلب را به دقت رسيدگى نمودهام و راهى جز جنگ نيافتهام.
از سخن امام (ع) مطالب زير فهميده مىشود:
١. پيش از هرگونه تصميم در برابر دشمن بايد نخست كليه راهها، پيشنهادها و طرحهاى احتمالى در زمينه كيفيت برخورد با موضع دشمن، پيشبينى و مورد بررسى و تحليل دقيق قرار گيرد، تا هر نوع تصميم و موضعگيرى كه اتخاذ مىشود، بر مبناى يقين استوار باشد. در اين صورت حتى اگر اشتباهى در عمل و تصميم رخ داده باشد خواهد بود.
٢. مسؤوليتها و وظايفى كه مؤمن در برابر جريانها و رويدادها دارد به دو گونه است. نوع اول مسؤوليتهايى است كه اگر به آنها عمل نشود و در برابر آنها متعهدانه اقدام نگردد، شخص
[١] . نهج البلاغه، خ ٤٣.