فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٥ - مبحث سوم تجارت خارجى و مسائل بينالمللى
من انكره بلسانه فقد أجر، و هو أفضل من صاحبه، و من أنكره بالسيف لتكون كلمة الله هى العليا و كلمة الظالمين هى السفلى، فذلك الذى اصاب سبيل الهدى و قام على الطريق و نور فى قلبه اليقين».
[١]«اى مؤمنان حقيقت اين است كه هركسى تجاوز و ستمى را كه انجام مىگيرد و ناپسند و منكرى را كه به سويش دعوت مىشود، مشاهده كند و در دل و انديشه آن را انكار كند و بدان نفرت ورزد، بى شك از اينگونه آلودگيها سالم و دامنش پاك و مبرى خواهد بود. و آن كس كه با زبانش انكار كند مأجور مىشود و از يار اولى برتر خواهد بود. و كسى كه مسلحانه انكار بورزد تا كلمه خدا و نام و آيين و سخن و اراده خدا برترين باشد و نام و كردار و سخن ستمكاران پس گردد، چنين كسى راه هدايت جسته و بر راه راست استوار گشته و در قلبش نور يقين برافروخته است».
از اين سخن امام مىتوان نقطه نظرهاى زير را در رابطه با بعد مسؤوليتهاى عمومى جهاد برداشت نمود:
الف -
مؤمن بنابر خصلت و انگيزه ايمانش در برابر عملكرد عدوانى و دعوت به منكر نمىتواند موضع بىتفاوت داشته باشد و چنين موضعى مىتواند نشانه فقدان ايمان و نفوذ نفاق باشد.
ب -
نخستين عكس العمل در برابر دو انحراف فاجعهآميز فوق، (عدوان و دعوت به منكرات) نفرت قبلى است كه نتيجه تحليل فكرى و ارزيابى رويدادها با موازين و ضوابط ارزشهاى مكتبى مىباشد. بىشك چنين افكار و نفرت نشانه سلامت فكر و منزه بودن از سقوط در چنين گندابها مىباشد و حاكى از تسليم او در برابر نظام ارزشى مكتبى است كه به مقتضاى ايمان آن را پذيرفته است.
ج -
دومين مرحله عكس العمل مؤمن در چنين شرايطى، بروز حالت قلبى و فكرى او در زبان و گفتارش است كه اين دو از هم تفكيكپذير نيست، مگر در شرايط خاص و استثنايى تقيّه.
تجاوزها و متجاوزين را در جامعه مطرح كردن، زشتيها و پىآمدهاى آن را برملا نمودن، در كمال صداقت و شجاعت به جامعه آگاهى دادن، مدعيان فساد و منكرات را افشا كردن، در
[١] . نهج البلاغه، حكمت ٣٧٣.