فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٢ - مبحث اول تجارت خارجى و اقتصاد سياسى اسلام
دهيم».
٣. كمك و يارى دادن و همراهى با نهضتهاى آزاديبخش و مستضعفانى كه در سراسر جهان براى نجات خود در برابر استكبار و ستم جهانى مىجنگند:
(وَ مٰا لَكُمْ لاٰ تُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الله وَ اَلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ اَلرِّجٰالِ وَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْوِلْدٰانِ اَلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ اَلْقَرْيَةِ اَلظّٰالِمِ أَهْلُهٰا).١
«شما را چه مىشود كه در راه خدا نمىجنگيد و آن مستضعفانى كه از مردان و زنان و فرزندان (جوانان) كه مىگويند خدايا، ما را از اين سرزمين كه مردمش جنايتكارند نجات بده».
مبحث دوم: اهداف جهاد از ديدگاه نهجالبلاغه
١. حاكميت حق:
در ديدگاه امام على (ع) مبارزه مداوم حق و باطل، اساس و هدف اصلى جهاد است:
«اما و الله ان كنت لفى ساقتها حتى تولت بحذافيرها: ما ضعفت و لا جبنت و ان مسيرى هذا لمثلها فلا نقبن الباطل حتى يخرج الحق من جنبه».
[٢]«سوگند به خدا من در اين كاروانى كه رسول خدا پيشوايى و رهبريش مىنمود مانند كسى بودم كه در آخرين قسمت كاروان مراقب صف منظم و حركت موزون كاروان است و آن را فرماندهى مىكند». (رسول خدا پيشاپيش، به اين كاروان بشرى در مسير هدايت، جهت و حركت مىداد و امام در پشت سر، حركت كاروان را كنترل و نظام مىبخشيد).
ابن ابى الحديد اين قسمت كلام امام را اين چنين معنى مىكند:
«به خدا سوگند كاروان جهالت و ضلالت را كه در برابر رسالت موضع دشمنى داشتند، من چون فرماندهى، كاروان را از پشت سر تعقيب مىكردم تا آنگاه كه همگى از مسيرشان بازگشتند و در يك رشته منظم جمع شدند و من هرگز در اين درگيريها ناتوان نشده ترسى به خود راه ندادم و اين راهى كه در پيش گرفتهام، دنباله همان راه نخست است تا آنگاه كه درون
[١] . نساء، آيه ٧٥.
[٢] . نهجالبلاغه، خ ٣٣.