فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٩ - بخش دوم ماهيت جهاد و اقسام آن
و اهداف آن را به اجراى مقررات مبتنى بر عدالت و قواعد حقوقى عادلانه محدود مىسازد.
در انديشه اسلامى، جهد يك حالت ما فوق شريعت و يا ناقض مقررات شرع و حتى خارج از چارچوب قواعد عمومى شريعت نيست و به همين دليل است كه قواعد عمومى و نيز مقررات خاص حقوقى مربوط به احكام جهاد، بر آن حاكمند و مخاصمات مسلحانه در چارچوب قواعد عمومى شريعت اسلام و نيز تحت مقررات شرعى خاص جهاد، گسترش و يا محدود و احياناً خاتمه مىيابد و هيچ نوع حالت مربوط به فرد، جامعه و روابط بين الملل از مقررات شريعت خارج نمىباشد.
١١. جهاد و نظريه جنگ حق (مذهبى)
در حقوق بين الملل (بخش حقوق جنگ) معمولاً از نظريهاى تحت عنوان نظريه جنگ حق نام برده مىشود كه توسط دانشمندانى كه گرايش مذهبى (مسيحيت) داشتهاند مطرح گرديده است.
اين نظريه بنابه روايت شارل روسو از اواخر قرن شانزدهم به وسيله حقوقدانان مذهبى اسپانيولى جنبه اصولى يافته و در متون حقوق فرانسه از نوعى اعتبار برخوردار گشته است.
در اين نظريه، جنگ نه يك حادثه تلقى مىگردد و نه يك واقعه بلكه بر مبناى حقوق طبيعى در حقيقت يك راه حل واقعى براى اختلافات بين دولتها تلقى مىشود.
بر اساس اين ديدگاه جنگ در صورتى حق است كه داراى چهار شاخص اصلى زير باشد:
الف -
به وسيله مقام صلاحيتدارى رسماً اعلان گردد.
ب -
داراى آرمان حق طلبانه بوده و از انگيزه عدالت، سرچشمه گرفته باشد.
ج -
راه حلهاى ديگر رفع اختلافات مسدود بوده و براى رسيدن به عدالت راهى جز جنگ وجود نداشته باشد.
د -
امكان كنترل جنگ و رفتار حق و نوعى بازگشت به نظم و صلح وجود داشته باشد.
گرچه در مفهوم جهاد اسلامى كليه شاخصهاى فوق الذكر وجود دارد و در واقع هر چهار مورد مزبور پيش فرضهاى جهاد واجب در اسلام مىباشد لكن خصايص جهاد به مفهوم اسلامى در اين چهار مورد خلاصه نمىشود و شرايط و شاخصهاى ديگرى نيز مانند شرايط رزمنده، ابزار، محدوديتهاى جنگى و غيره در جهاد اسلامى وجود دارد كه آن را از جنگ به