فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٧ - بخش دوم ماهيت جهاد و اقسام آن
عدالت فراهم گردد.
لكن تعليلى كه در اين روايات ديده مىشود مبيّن آن است كه شرط حضور امام (ع) در جهاد و يا اذن وى به اين لحاظ است كه مقررات اسلامى در آغاز و اثناء و پايان جهاد توسط رزمندگان و فرماندهان رعايت گردد و از آنجا كه بدون حضور و اذن امام (ع) ممكن است امر جهاد توسط كسانى كه علم و صلاحيت لازم را ندارند انجام گيرد، تأكيد شده كه جهاد بايد با حضور و يا اذن امام باشد تا با تشخيص امام صلاحيتهاى لازم در مجريان جهاد احراز گردد.
از اين روست كه سمندرى از امام صادق (ع) سؤال مىكند هنگامى كه اعلام بسيج عمومى براى جهاد مىشود ما هم با عامه مردم مشاركت در جهاد داشته باشيم يا نه؟ امام (ع) در پاسخ مىفرمايد: خوب بنگر! اگر در اين جهاد شركت جستى و به اسيرى دست يافتى و به او امان دادى و همان پيمان و عهدى را كه رسول خدا (ص) براى مشركان مىداد تو نيز براى وى قراردادى، آيا ديگران اين تعهد ترا احترام مىنهند؟
سمندرى در پاسخ مىگويد: هرگز نه، سپس امام (ع) در ادامه نتيجه مىگيرد حال كه چنين است با آنان در جنگ شركت نكن، در اين خانه هم سلاح وجود دارد [١] (اما من هم با آنان همراه نيستم).
مفاد اين روايت آن است كه املاك و مجوز مشروعيت و وجوب جهاد امكان رعايت مقررات اسلامى بهنگام است و علم فرماندهان به احكام، حضور و يا اذن امام (ع) نشانه چنين امكانى مىباشد.
شاهد ديگر اين استنتاج گفتگويى است كه بين امام صادق (ع) و يكى از يارانش در اين زمينه نقل شده است:
امام (ع) خطاب به عبد الملك بن عمرو (يكى از اصحاب مىگويد: چرا مانند ساير هموطنان خود در جبهه شركت ننمودى؟ وى سؤال مىكند كدام جبهه؟ امام (ع) پاسخ مىدهد جبهه آبادان و قزوين و... وى پاسخ مىدهد كه منتظر فرمان شما هستم و به شما اقتدا نمودهام. امام (ع) در تأييد گفته وى مىفرمايد: سوگند به خدا اگر اين كار، خير بود هرگز كسى بر ما در اقدام به آن سبقت نمىجست.
عبد الملك بن عمرو مىگويد من از اين فرصت استفاده كردم و به سخن ادامه دادم و گفتم:
[١] . همان، ص ٣٤.