فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٢ - بخش اول كليات
و زير پا نهد، عليرغم همه نكاتى كه حاصل استدلال، موعظه و جدل است حق را نپذيرد، ويژگى انسانى خود را از دست داده است، پس جهاد با او واجب خواهد بود.
به كارگيرى منطق و روشهاى عقلايى براى رسيدن به توافق، بهترين راهى است كه اسلام به منظور حذف جنگ در پيش گرفته است؛ تا آن جا كه پيش از دعوت، اقدام به جنگ نه تنها جهاد نيست بلكه نامشروع نيز مىباشد [١] و برخى از فقها براى اقدام به جنگ قبل از انجام دعوت مسؤوليت كيفرى قائل شدهاند. [٢]
در حديث ديگر از امام صادق (ع) آمده است:
«و ان كانوا قوماً لم يغزوا ولم يقاتلوا فلا يسعك قتالهم حتى تدعوهم». [٣]
«اگر در برابر دشمنى قرار گرفته كه هنوز دست به جنگ نزدهاند شما نمىتوانيد پيش از آنكه آنها را دعوت كنيد آغاز به جنگ نماييد. فلسفه تأكيد بر دعوت قبل از هر جنگ آن است كه در ديدگاه اسلام پيوسته اميد مىرود كه دعوت مؤثر افتد و فرجام به هدايت انجامد كه ارزش آن بسى گرانقدرتر از حاصل جنگ است»
در دنباله حديث اول از پيامبر (ص) آمده است:
«وايم الله لان يهدى الله على يديك رجلاً خير لك مما طلعت عليه الشمس و غربت». [٤]
«به خدا سوگند اگر بهدست تو مردمى هدايت شوند براى تو از آنچه كه خورشيد بر آن طلوع و غروب مىكند بهتر است».
فقها براى اثبات عدم مشروعت اقدام به جنگ قبل از دعوت به جز متون روايى از دلايل زير نيز بهره گرفتهاند.
١. اصل استمرار زمانى عدم مشروعيت جنگ، تا زمانى كه بنا بر دليل معتبرى مشروعيت آن اثبات نشده و به تعبير ديگر تا قبل از انجام دعوت، دليل معتبرى مشروعيت جهاد را ثابت نكرده، زمان عدم مشروعيت جنگ ادامه خواهد داشت [٥] از اين اصل گاه به استصجاب تعبير شده و گاه به اصل برائت. [٦]
٢. هدف از جهاد، راه انداختن كشتار و تخريب نيست، انگيزه اصلى جهاد بازكردن راههاى بسته و رساندن اسلام به ديگران است، بنابراين چرا اين كار قبل از آغاز به جنگ
[١] . رك: جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٥١ و ٥٢.
[٢] . همان.
[٣] . همان.
[٤] . همان.
[٥] . همان.
[٦] . همان، ص ٥٣.