فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٥ - بخش اول كليات
سابقهاى برخوردار بودم كه كسى جرأت تهديد مرا به جنگ نداشت و من هرگز به ضربه خوردن ترسانيده نشدهام و من بر يقين از پروردگارم استوارم و در دينم هيچ شك و ترديدى ندارم.
اين سخن امام (ع) در شرايطى است كه حلم و شكيبايى امام و حتى پيامها و مذاكراتى كه نمايندگان امام به عمل آوردند و مهلتى كه امام (ع) داد، هيچكدام در تنبيه ناكثين اثر نبخشيد.
آنها همچنان در راه گمراهى و اغفال سادهلوحان اصرار ورزيدند و وقاحت و جسارت را به آنجا رسانيدند كه امام (ع) را به جنگ تن به تن دعوت نمودند.
مسائل زير از كلام امام (ع) استفاده و برداشت مىشود:
الف - اسلام در برابر آنها كه در مسير تحقيق در مورد اسلام هستند و حتى آنرا نپذيرفتهاند، برخوردارى جز به صورت منطقى و فكرى ندارد. هرگز زور و توسل به سلاح را جايز نمىشمارد و اصولاً مسائل فكرى و اعتقادى را قابل تحمل و اكراه نمىداند. اما در برابر دشمنانى كه در موضع مخالف و فعاليت خصمانه در مقابل اسلام قرار گرفتهاند و سدى در ميان پيام اسلام و مردم ايجاد كردهاند، آنجا كه منطق و برخورد اصولى و مسالمتآميز بىثمر مىماند، توسل به اسلحه را تنها راه علاج اين مشكل مىشمارد.
در چنين شرايطى است كه بهترين علاج اين مشكل و راه يارى حق توسل به اسلحه است.
امام (ع) باطل را يك بيمارى، كه شفايش گاه فقط با دارو و چاقوى جراحى اسلام ممكن است، تلقى مىفرمايد.
ب - گاه دشمن حق و حاميان باطل در ارزيابى نيروى خود دچار آن چنان اشتباهى مىشوند كه غرور و مستى حاصل از آن موجب مرگ زودرس آنها و سرنگونى سريعشان درگورى مىشود كه بهدست خود كندهاند. ناكثين با چنين اشتباهى در اندك مدت خود را به نابودى كشاندند.
ج - تهديد، وقتى مىتواند مؤثر باشد و تأثير مثبت در جهت منافع و مقاصد تهديد كننده ايجاد كند كه تهديد شونده در موقعيت اعتقادى قاطع و جازم، موضع نگرفته باشد. اما آنجا كه مؤمن در موضع استوار يقين به دور از هرگونه شك و ترديد قرار گرفته است، تهديدها و ضربهها جهت ثبات بيشتر او در موضع حق گرديده و او از سقوط به نااميدى و تحليل رفتن نيروهايش نجات خواهد يافت.