فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٢ - فصل دوم تأسيس و تدوين حقوق بين الملل اسلام
فصل دوم تأسيس و تدوين حقوق بين الملل اسلام
رابطه همجوارى در ميان ملتها كه منشأ يك سلسله رويدادهاى صلحآميز و يا خصمانه بوده است، همواره بر اساس يك سلسله قواعد عرفى آنها را به مراعات تكاليف و مسئوليتهاى خاصى ملزم مىكرده است، و همين قواعد عام بوده كه به مرور زمان انسجام و عمق بيشترى يافته و به صورت مجموعه حقوق بين الملل در آمده است.
دوران ابتدائى اين رشته حقوقى را در ميان اقوام بدوى نيز مىتوان يافت.
منتسكيو مىگويد: همه ملل تاريخ، بجز قبائل ايروكواها كه اسيران خود را مىخوردند استثناء كنيم، نوعى قانون يا حقوق بين الملل داشتهاند.
اگر ضرورت قانون و قواعد حقوقى براى تنظيم روابط افراد يك قبيله و يا ملت در يك منطقه و سرزمين امرى اجتنابناپذير است، در يك جامعه بشرى متشكل از قبائل و ملتها نيز حتمى خواهد بود.
جامعههاى متشكل گذشته چه به صورت ابتدائى قبيله و چه در شكل پيشرفته ملت، براى جلوگيرى از هرج و مرج و حفظ منافع و مصالح مشترك و جلوگيرى از تهاجم و تجاوز و تأمين امنيت در برابر شرارتها و عمليات انتقامجويانه، همواره روابط فيما بين خود را بر اساس قراردادها و يك سلسله قواعد اخلاقى و عرفى تنظيم مىكردند.