فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٨ - بنياد حقوق بين الملل اسلام
ملل استفاده كنند تا نمونههاى مختلف تاريخى را شامل و در ايفاى مقصود وافى باشد.
بحثى كه پروفسور احمد رشيد در [١] ٩ [٣] ٧ م. در آكادمى لاهه در اين زمينه مطرح نمود تحت عنوان اسلام و حقوق ملل بود كه ترجمه فارسى آن نام «اسلام و حقوق بين الملل عمومى» به خود گرفت١.
برخى از نويسندگان نيز با تأكيد بر اين اصل كه قواعد اين رشته حقوقى در فقه اسلامى اصالت و قدمت دارد، نام حقوق بين الملل اسلامى را برگزيدند [٢] .
در اين ميان برخى نيز با وجود برداشت تطبيقى از مفهوم اسلام و حقوق بين الملل، مانند ايران و حقوق بين الملل، و يا كشورهاى سوسياليستى و حقوق بين الملل، عنوان حقوق بين الملل اسلامى را به دليل اينكه قبلاً به كار رفته و در كلماتش آهنگى موزون نهفته است انتخاب كردهاند٣.
بنياد حقوق بين الملل اسلام
گرچه بحث در مورد انتخاب نام و عنوان بيهوده است، ولى برداشتى كه پايه و مبناى آن است مىتواند مورد بحث قرار گيرد. كسانى كه در انتخاب عنوان براى اين رشته حقوقى در فقه اسلامى برداشت تطبيقى نمودهاند در حقيقت مجموعه قواعد حقوقى اسلام را به مثابه حقوق داخلى شمرده و حقوق بين الملل را از ديدگاه آن مورد بحث قرار دادهاند، مانند دو عنوان تطبيقى ديگرى كه در بالا نقل كرديم.
مجيد خدورى كه پيش كسوت در به كارگيرى عنوان تطبيق اسلام و حقوق ملل است اين برداشت را تصريح نموده است:
حقيقت امر اين است كه در اسلام قانون ملل به اين معنى كه بين قوانين ملى (محلى) و قوانين بين الملل فرقى قائل شده باشد و مبتنى بر منابع مختلف باشد و به
[١] . دكتر سيدى، اسلام و حقوق بين المللى عمومى، تهران، مركز مطالعات عالى بين المللى، ١٣٥٣
[٢] جلال الدين فارسى، حقوق بين الملل اسلامى، تهران، ١٣٤٤، ص ٥.
[٣] حقوق بين الملل اسلام، ص ٨٠.