فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٦ - طرح مسأله و عنوان بحث
مرحلهاى و كاملاً متناسب با مراحل بعدى است و خود گذرگاهى براى عبور از آنچه كه هست، به سوى آنچه كه بايد باشد محسوب مىگردد.
مقصود از عناوينى چون ضرورت، گذرگاه، مرحله و عبور، آن نيست كه طرح حقوقى مربوط به اين عناوين در اسلام برخوردار از اهميتى كمتر و يا بر خلاف اهداف و مبانى اصيل اسلام است، زيرا كليه قوانين و قواعد حقوقى اسلام در زمينه حركت و عبور از حالتى كه هست، به حالتى كه شايستهتر و بايستهتر است، مىباشد و همه اين قوانين حكم ثابت از درون متغير را دارد و نسبت به حال و وضع و شرايط موجود حكم واقعى و ثابت است، گواينكه با تغيير شرايط موجود، احكام جديدى جايگزين احكام قبلى مىشود، و همواره در فقه اسلامى تبدل موضوعات احكام و عناوين احكام اوليه موجب تغييرات اساسى در احكام مىگردد.
ولى در هر حال همه اين قوانين، احكام الهى هستند و از ارزشهاى والاى فطرت، عقل و وحى برخوردار مىباشند و از اين نقطه نظر تفاوتى بين آنها وجود ندارد و در همه اين حالات، انسان در حال حركت و صيرورت، مورد نظر احكام است، و مبانى اعتقادى و شيوههاى اصيل سلوك و خطمشيهاى اصلى و اهداف كلى به طور دقيق منظور گرديده است.
براى پيدا كردن نام و عنوانى مناسب براى اين بخشى از فقه اسلامى كه در فرض وجود عينى كشورهاى متعدد با فرهنگ و عادات و قوانين و ايدئولوژيهاى متفاوت با ديد حقوقى، به تبيين روابط بين الملل اين كشورها مىپردازد، نخست بايد محتوا و مسائل آن را بطور اجمال مشخص كرد تا نام و تعريف و موضوع آن كاملاً روشن گردد.
بىشك منظور ما در اينجا آن قسمت از فقه اسلامى است كه رابطه اسلام را با مسائل جهانى بيان مىكند و قواعد حقوقى مربوط به چنين نظام مفروض و اصول حاكم بر روابط بين المللى را مشخص مىسازد.
اين محتوا درست برابر با تعريفى است كه حقوقدانان از حقوق بين الملل و كاربرد نوين آن ارائه مىدهند. همانطورى كه ديديم دائرة المعارف حقوق بين الملل اين تعريف را براى حقوق بين الملل نوين برگزيده است: