فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٩ - پاسدارى از پيمانها
رؤساى دولتها و يا نمايندگان رسمى آنان منظور گرديده و بدين ترتيب چنين حقى از عامه ملت سلب شده، و نيز گروههاى غير متشكل (فاقد دولت) از عقد قراردادهاى صلح محروم گشتهاند.
اما در حقوق اسلامى براى قراردادهاى بين المللى مفهوم وسيعترى در نظر گرفته شده و حق مشروع و انسانى برخوردارى از صلح براى افراد و گروههاى فاقد تشكيلات و دولت نيز به رسميت شناخته شده است، و روى اين اصل فرد و يا گروه اقليتهاى مذهبى مىتوانند با مقامات صلاحيتدار مسلمين براى عقد قرارداد صلح وارد مذاكره شده و اقدام به امضاء و تصويب آن از طرف خويش نمايد. اين موضوع در عقد قرارداد «ذمه» به طور گستردهاى مصداق پيدا مىكند [١] و در قرارداد «امان» و «استيمان» نيز حتى يك فرد عادى مسلمان مىتواند با فرد غير مسلمان قرارداد مصونيت سياسى منعقد سازد [٢] و در تمام اين موارد جامعه مسلمين و دولت صلاحيتدار اسلامى به مراعات و تنفيذ اين قراردادها موظف بوده و از نظر ارزش حقوقى فرق و امتيازى در بين نخواهد بود.
پاسدارى از پيمانها
طبق حقوق اسلامى نه تنها ابتكار عقد پيمانهاى بين المللى به جامعه مسلمين توصيه شده، بلكه اصولاً پاسدارى از آن نيز به عهده مسلمين گذارده شده، و به مسلمانان تأكيد شده است كه با هوشيارى كامل مراقب تنفيذ موارد قراردادها باشند و تنفيذ آن از ناحيه خود به صورت يك طرفه انجام نگيرد و آنان را به غفلت از عكس العمل دشمن متعهد واندارد.
چنانكه قرآن دستور مىدهد: خذوا حذركم، جامعه مسلمين موظفند از امكانات خود براى مراقبت توطئهها و اقدامات و كيفيت تنفيذ معاهدين استفاده نموده و در صورت تشخيص سوء نيت آنان به عمليات متقابل اقدام نمايد.
على (ع) در اين زمينه به مالك اشتر چنين دستور مىدهد:
[١] به كتاب حقوق اقليت، از همين قلم مراجعه شود
[٢] به كتاب حقوق اقليت، از همين قلم مراجعه شود.