فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩١ - قرارداد بين المللى
٨. در اصطلاح فقهى هر نوع عقد و قراردادى، عهد با خدا تلقى مىشود، و الزامى بودن عقد از اين عنصر الهى ناشى مىگردد، در حالى كه در تعريف حقوقى مصلحت و اراده طرفين يا نظم عمومى و مصلحت جامعه منشأ الزامى بودن عقد مىباشد.
قرارداد بين المللى
قرارداد بين المللى به عقدى گفته مىشود كه اطراف آن دو يا چند دولت بوده و موضوع قرارداد، قواعد كلى حقوق بين الملل و يا مقررات مربوط به موضوعات خاص در روابط بين المللى باشد، و كلمه معاهدات در زبان عربى و فارسى به معنى قراردادهاى بين المللى به كار برده مىشود.
كميسيون حقوق بين المللى در طرح مربوط به حقوق قراردادها مورخ [١] ٩٦٢ م.، قرارداد را چنين تعريف كرد: هر گونه توافق بين المللى مدون كه در يك سند يا در دو يا چند سند الحاقى ذكر شده، و بين دو يا چند دولت و يا چند موضوع حقوق بين الملل منعقد گرديده و حقوق بين الملل بر آن حاكم باشد، بدون توجه به نام خاص آن (قرارداد، معاهده، عهدنامه، پروتكل، ميثاق، منشور، اساسنامه، اعلاميه، موافقتنامه، مبادله يادداشت و غيره) بعنوان قرارداد مورد قبول كميسيون مىباشد١.
قراردادهاى بين المللى را مىتوان چنين تعريف كرد:
قرارداد بين المللى توافقى است كه بين موضوعات يا اشخاص حقوق بين الملل منعقد مىگردد و آثار حقوقى بر آن مترتب مىشود.
قراردادهاى بين المللى به لحاظ هدف، طريقه اجرا، زمان انعقاد و حدود قلمرو اجرائى، طبقهبندى مىشود، و نيز به لحاظ ماهوى و شكلى مىتوان آن را تقسيم كرد:
١. قراردادها و عهدنامههاى قانونى كه شامل قواعد اساسى بوده و در حكم قوانين بين المللى به شمار مىآيند، به طورى كه مراعات آن براى كليه دولتها اعم از متعاهد يا غير متعاهد لازم است، و هدف اين نوع قراردادها مدون كردن قواعد
[١] . رجوع شود به حقوق بين الملل عمومى، تأليف دكتر ضيائى بيگدلى، ص ٩٧.