فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٨ - تعريف قرارداد و عقد
موردش ظاهر گردد [١] .
در اين تعاريف عقد به معنى سببى و به مفهوم وسيله ابراز اراده طرفين و سبب ايجاد اثر مورد نظر طرفين قرارداد منظور گرديده است، و عناصر زير در شكلگيرى آن مؤثر و دخيل تلقى شده است:
١. توافق اراده طرفين قرارداد و تراضى آن دو در مورد مفاد و اثر آن.
[٢] . تعهد طرفين نسبت به مفاد و اثر قرارداد.
[٣] . گفتار يا رفتارى كه توافق و تعهد به وسيله آن ابراز مىشود.
[٤] . امضاى شرع كه مفاد و آثار مورد توافق را بر گفتار يا رفتار طرفين قرارداد مترتب مىكند.
حقوقدانان قرارداد و عقد را در حقوق مدنى به اين ترتيب تعريف كردهاند:
١. توافق اراده طرفين قرارداد بر ايجاد اثر حقوقى از طريق ايجاد تعهد، يا نقل، يا تعديل، و يا پايان بخشيدن به آن٢.
٢. عقد، عبارت از توافقى است كه ايجاد تعهد كند و حقى را بر شخصى به وجود آورد٣.
٣. عقد، نوع خاصى از توافق است كه به موجب آن يك يا چند طرف در برابر يك يا چند طرف ديگر تعهد به انتقال مال، انجام يا عدم انجام كارى مىكنند٤.
٤. توافق دو يا چند اراده است كه به منظور ايجاد آثار حقوقى انجام مىشود [٥] .
٥. عقد به عهده گرفتن امرى است كه به طور مستقيم يا با واسطه در حقوق قابل تنفيذ باشد [٦] .
با مقايسه تعاريفى كه فقها ارائه دادهاند با آنچه از حقوقدانان رسيده است نكات زير روشن مىگردد كه مزيت تعاريف فقها را نشان مىدهد:
[١] رجوع شود به الفقه الاسلامى و ادلته، ج ٤، ص ٨١
[٢] ايجاد تعهد مانند بيع و اجاره، و نقل تعهد مانند حواله، و تعديل تعهد مانند تأجيل دين، و پايان دادن به تعهد مانند اجراء و فسخ (رجوع شود به الوسيط فى شرح القانون المدنى، ج ١، ص ١٣٧، الفقه الاسلامى و ادلته، ج ٤، ص ٨١.
[٣] رجوع شود به حقوق مدنى (قواعد عمومى قراردادها)، تأليف دكتر كاتوزيان، ص ١٩.
[٤] همان مأخذ، ص ٢٠.
[٥] همان مأخذ، ص ٢٤.
[٦] همان مأخذ، ص ٣٠.