فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٧ - تعريف قرارداد و عقد
٨. اصل لزوم قراردادهاى بين المللى
قرارداد از قديمىترين شيوههاى عرفى و قواعد حقوقى براى تنظيم روابط اجتماعى بوده است كه در كليه نظامهاى حقوقى جهان در حقوق متكى به وحى و حقوق موضوعه بشرى مورد احترام و تأكيد قرار گرفته است.
كلماتى مانند قرارداد، پيمان، توافق، معاهده، عقد، عهد، موافقتنامه و ميثاق گرچه از نظر لغت مترادف به نظر مىرسند، ولى معمولاً عقد در عقود معين، و قرارداد در مورد عقود غير معين [١] ، و پيمان و موافقتنامه، و معاهده و ميثاق در قراردادهاى بين المللى [٢] ، و عهد به معنى عام و معامله در مفهوم اقتصادى به كار مىرود.
همچنين واژههائى چون مقاولهنامه و اتفاق و قولنامه معمولاً به معنى توافق دو يا چند طرف قرارداد براى انجام قرارداد اطلاق مىگردد [٣] ، و توافق از هماهنگ شدن خواسته واقعى دو يا چند طرف ايجاد مىگردد.
تعريف قرارداد و عقد
فقها عقد را به گونههاى مختلف تعريف كردهاند:
١. گفتارى است از دو طرف قرارداد، يا گفتارى از يك طرف و رفتارى از طرف ديگر كه شرع اثر مورد نظر طرفين قرارداد را بر آن مترتب كرده است [٤] .
٢. ارتباط ايجاب به قبول به نحوى كه شرع اثر آن را در موردش اثبات كرده است [٥] .
٣. تعلق گفتار يك طرف قرارداد به طرف ديگر به طورى كه شرعاً اثر آن در
[١] . رجوع شود به حقوق مدنى (قواعد عمومى قراردادها)، تأليف دكتر كاتوزيان، ص ١٣، حقوق مدنى، تأليف دكتر امامى، ج ١، ص ١٥٩
[٢] رجوع شود به ترمينولوژى حقوق، كلمه پيمان و قرارداد.
[٣] رجوع شود به الوسيط فى شرح القانون المدنى، تأليف سمنهورى، ج ١، ص ١٣٦.
[٤] جواهر الكلام، ج ٢٢، ص ٣٦.
[٥] رجوع شود به الفقه الاسلامى و ادلته، ج ٤، ص ٨١.