فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧٧ - انواع مداخله
مىدهند رژيمى را سرنگون و يا رژيمى را تحميل مىكنند و يا خطوط اقتصادى و فرهنگى مورد علاقه خود را بر آنها تحميل مىنمايند.
٢. تجاوز نيروهاى نظامى يك كشور به كشور ديگر مانند حمله نظامى رژيم عراق به جمهورى اسلامى ايران.
٣. اشغال نظامى يك كشور توسط نيروهاى مسلح كشور ديگر مانند اشغال افغانستان توسط نيروهاى ارتش سرخ شوروى سابق.
٤. تقويت سياسى و اقتصادى گروههاى مخالف در داخل يك كشور توسط كشور ديگر مانند مداخلاتى كه آمريكا در كشورهاى انقلابى انجام مىدهد.
٥. تجهيز نظامى نيروهاى مبارز در داخل يك كشور توسط كشور ديگر مانند تقويت نظامى ضد انقلابيون نيكاراگوئه توسط آمريكا.
٦. مداخله در امور سياسى، اقتصادى و نظامى يك كشور توسط كشور خارجى طبق قراردادى كه فيما بين آن دو به امضاء رسيده است، مانند تعهداتى كه كشورهاى عضو ناتو دارند.
٧. مداخله در امور داخلى يك كشور توسط كشور خارجى به لحاظ ميثاقها و قراردادهاى بين المللى و حقوق عمومى ملتها، مانند دخالت كشورها در مورد سياست تبعيض نژادى در آفريقاى جنوبى و يا در مورد كشورهائى كه حقوق بشر را نقض مىكنند.
٨. تقويت گروههاى مخالف رژيم يك كشور كه در خارج به سر مىبرند توسط يك كشور ديگر مانند حمايت و كمك بىدريغى كه آمريكا به مخالفين كشورهاى انقلابى در خارج از آن كشورها مبذول مىدارد.
٩. در كشورى (الف) تعدادى از تبعه كشور ديگر (ب) براى ايجاد تحولات خاص تربيت مىشوند و با برنامه مشخص و از پيش تعيين شده و ديدن دورههاى مخصوص روانه كشور (ب) مىشوند تا در آن كشور دست به شورش يا كودتا و يا انقلابى بنيادين بزنند، مانند حزب توده در ايران.
١٠. مداخلهاى كه كشور ثالث در اختلافات دو كشور و يا در مسائل مربوط به دو كشور در حال جنگ انجام مىدهد، مانند نقش كشورهاى غربى و آمريكا در