فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦٥ - ٣ اصل برابرى دولتها در استيفاى حق آزادى، استقلال و حاكميت
هر دولتى كه برانگيخته شده از ملت (با عناصر لازم) است، داراى حق آزادى اراده و آزادى رأى و استقلال و حاكميت و استيفاى حقوق اساسى شناختهشده ملتهاست.
هيچ دولت مقتدرى نمىتواند آزادى و استقلال و حق حاكميت دولتى را نقض كند و در صحنه بين المللى به قيمت نقض حقوق دولتى، امتيازى كسب نمايد و حق برخوردارى بيشترى از آزادى، استقلال و حاكميت را از آن خود سازد.
قرآن در اين زمينه هر نوع مداخله قهرآميز براى تحميل عقيده را منع كرده است:
[١] . (لا [٦] [٤] ٨; إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَيِّ)١(هيچ اجبارى در دين نيست، در حالى كه راه هدايت از راه گمراهى تعيين شده است).
[٢] . (فَذَكِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ)٢(تا مىتوانى يادشان بياور كه تو يادآورنده هستى و بر آنها مسلط و فرمانروا نيستى).
واژه مسيطر و مسيطرون [٣] كه در قرآن آمده٤ به معنى مراقب و مسلط و اختياردار تفسير شده است، كه معمولاً در موردى به كار برده مىشود كه كسى به خود اجازه و حق مراقبت از ديگرى و دخالت در امور او را مىدهد. مسيطر در لغت به احوال نويس گفته مىشود و كسى كه دخالت در امور ديگران مىكند در حقيقت براى خود حقى در مورد مراقبت از ديگران قائل مىشود و اين حالت در مورد ملتها نوعى نقض آزادى، استقلال و حق حاكميت محسوب مىگردد.
٣. (وَ مٰا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبّٰارٍ) [٥] (تو بر آنها حاكم قهرى نيستى).
كلمه جبار به فرمانروائى گفته مىشود كه زور و قهر اراده خود را بر ملتى حاكم گرداند، و جبار بودن كسى در مورد ملتى به معنى آن است كه آن ملت را از آزادى، استقلا و حاكميت محروم نمايد.
٤. (يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ وَ جَعَلْنٰاكُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقٰاكُمْ)٦(هان! اى مردم! ما شما را از يك انسان مرد و يك انسان زن آفريديم و شما را به صورت ملتها و گروهها قرار داديم تا همديگر را بهتر
[١] . بقره: ٢٥٦
[٢] غاشيه: ٢١ و ٢٢.
[٣] طور: ٣٧.
[٤] كلمه مسيطر در اصل با سين نوشته مىشود، ولى حرف سين هرگاه قبل از حرف طاء قرار گيرد با صاد هم مىتوان نوشت.
[٥] ق: ٤٥.
[٦] حجرات: ١٣.