فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٧ - محور اصلى تعاون و مشاركت
استثمار شده نيز به نوبه خود به كشور و دولت كمككننده در حل مشكلات و رفع موانع كمك نمايد و با استفاده از امكانات موجودى كه در اختيار دارد در راه رسيدن به هدف مشترك كه نجات سياسى و اقتصادى آن ملت است، تلاش نمايد، در اين صورت تعاون و مشاركت انجام گرفته است. بدين ترتيب در حقيقت معاونت و مشاركت در انجام مسئوليت واحد امكانپذير مىباشد. در مثال فوق هر كدام از دو كشور و دولت در رسيدن به استقلال سياسى و خودكفائى اقتصادى، آنچه توان دارد به كار گرفته و هر كدام به نوعى در تحقق بخشيدن به هدف مشترك تلاش مىكنند. در اين نوع تعاون و مشاركت هر كدام از دو يا چند طرف مىتوانند فعاليت يكديگر را تكميل كنند و راه را نزديكتر و در وقت كوتاهترى به نتيجه مطلوب برسند.
در تعاون و مشاركت در حقيقت نيروها در يك جهت و براى تأمين يك هدف بسيج مىشوند، و به اين ترتيب همكارى و همگونى لازم تحقق مىپذيرد و توان عوامل مؤثر در يك كار و يا تشكيلات و سيستم به نحو فوقالعادهاى بالاتر مىرود و از اتلاف نيروها و فرصتها كاسته مىگردد.
در تعاون و مشاركت پديدههائى چون اثرگذارى و اثرپذيرى از حالت جبرى و خشن و تحميلى بيرون مىآيد و بسيارى از عوامل منفى خنثى مىگردد.
محور اصلى تعاون و مشاركت
بر و تقوا دو كلمه جامعى است كه قرآن براى بيان محورهاى اصلى و اساسى تعاون و مشاركت از آن استفاده كرده است. اين دو كلمه در حقيقت همه نظام ارزشى اسلام را يكجا در برمىگيرد و امتياز اين دو واژه و محتواى آن دو، آن است كه با وجود جامعيت و گستردگى، تشخيص آن دو براى همگان به آسانى امكانپذير است.
هر انسانى مىتواند بر اساس نظام ارزشى كه به آن اعتقاد دارد بر و تقوا را تشخيص دهد و در موارد اختلاف نيز ارزشهاى مشترك را معيار بازشناسى بر و تقوا قرار دهد.