فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٥ - ٢ اصل مشاركت و تعاون در مسائل بين المللى
ميزان كاربرد تفاهم
تفاهم، اختصاص به مسائل فكر و ايدئولوژيكى ندارد. هر نوع همكارى در زمينههاى ديگر فرهنگى، سياسى و اقتصادى نيز نياز به تفاهم دارد. اصولاً كاربرد تفاهم بالاتر از همكارى و همسوئى در عمل است. هدفهاى بالاتر و آرمانهاى اصولىتر در روابط جهانى و آينده بشريت احتياج به تفاهم دارد و همانطور كه وحدت و همبستگى در سطح تشكيل سازمانهاى بين المللى و همكارى نزديك ملل جهان در چارچوب تشكيلات جهانى، در سايه تفاهم شكل گرفته است، آرمان اتحاد و همبستگى كشورها در سطح قارهاى و بالاخره وحدت و همگونى ملل جهان در قالب يك نظام متحد جهانى به وسيله تحكيم و توسعه تفاهم امكانپذير مىباشد.
پيامبر اسلام (ص) با تكيه بر اين اصل و تلاش در جهت بهرهگيرى از اصول و شيوههاى متقن تفاهم و تحكيم، و توسعه راههاى تفاهم، توانست در اندك مدتى قبائل و گروههاى ساكن در شبه جزيرة العرب را با آن همه دشمنى و كينهتوزى و نفرتى كه نسبت به يكديگر داشتند و از خشنترين ملل جهان بودند، تا آنجا كه حتى قدرتهاى بزرگ آن عصر نيز هوس فرمانروائى بر آنها را در سر نمىپروراندند [١] ، متحد سازد و از آن مجموعه غير متجانس و ناهنجار، امتى متشكل و يكدست و يكدل و يكجان به وجود آورد كه در تاريخ بىنظير بوده است.
اين تجربه بزرگ نشان مىدهد تئورى اسلام در زمينه ايجاد امت واحد جهانى بر پايه تفاهم و توسعه راههاى منتهى به آن امكانپذير مىباشد.
٢. اصل مشاركت و تعاون در مسائل بين المللى
همكارى و تعاون در تاريخ زندگى بشر پديده اجتماعى ناشناختهاى نيست.
نخستين روزهاى زندگى جمعى انسان با تعاون آغاز شده است و فرهنگ و تمدن بشرى طى قرون متمادى با تعاون شكل گرفته است. اصولاً زندگى اجتماعى و نظام
[١] . رجوع شود به تاريخ سياسى اسلام، ج ١، ص ٢٠٠ و ١٩٩.