فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٢٦ - مفهوم ارعاب و تهديد
اعمال كه امروز بعنوان عمليات تروريستى ناميده مىشود، در برابر وسائل تهديد و ارعابى كه ابرقدرتها در جهان به وجود آوردهاند و خشونتهاى موجود ملتهاى در حال رهائى يكى از بازتابهاى آن مىباشد، چون قطرهاى است در برابر سيل بنيانكن، و سفير گلولهاى در مقايسه با انفجار مهيب بمبهاى هستهاى.
ابرقدرتها به ويژه استكبار آمريكائى در موج عظيم تبليغاتى خود عليه تروريزم، هيچگاه به ريشههاى آن اشاره نمىكنند، در حالى كه مبارزه با تروريزم بايد از طريق ريشهكن كردن عوامل و از ميان بردن كليه بىعدالتيها و زورگوئيها انجام گيرد تا فريادها در گلوها شكسته نشود و محرومان دربند به خشونت دست نيازند.
وقتى جو ارعاب و تهديد، هر نوع امكان دسترسى به احقاق حق مسالمتآميز را از محرومان ستم كشيده مىگيرد و زندگى را در همه ابعادش بر آنها تنگ مىكند و جز تسليم يا مبارزه و مرگ راهى به روى آنها باز نمىگذارد، چه انتظارى مىتوان داشت؟ مگر ابرقدرتها براى حفظ منافع به اصطلاح ملى و پيشبرد سياستهاى تجاوزكارانه خود راهى جز خشونت و ايجاد جو تهديد و ارعاب برگزيدهاند؟! بايد عواملى كه در پشت سر شيوههاى تهديد و ارعاب و اعمال خشونتبارى كه امروز برخى از ملتها آن را تنها راه نجات خود يافتهاند قرار گرفته، بازشناسى شود، و منشأ اينهمه نااميديها و ناكاميها و سرخوردگيها و افسردگيهاى وجدانهاى جريحهدار شده و انسانهاى تحقير شده را كه موجب چنين فداكاريها و از جانگذشتگيها و صحنههاى ايثار مىگردد، بررسى و مورد مطالعه قرار گيرد.
آيا اعمال خشونتآميز، فرياد ملتهاى دربند و مظلوم و حقباخته نيست؟ آيا اين اعمال، دادخواهى عليه سياستهاى تجاوزكارانه محسوب نمىشود؟ آيا اين، تنها راه مبارزه براى آزادسازى ملتها و سرزمينها نيست؟
تهديد و ارعاب را مىتوان چنين تعريف كرد:
هر نوع عملى كه به منظور اهداف غير انسانى و در جهت فساد، متضمن به خطر افكندن امنيت و ايجاد زمينه تعرض و محدوديت در مورد حقوق مشروع بشرى و موجب سلب آرامش گردد.
تهديد و ارعاب به اين معنى مىتواند در قالبهاى مختلف ظهور نمايد: در شكل