فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١٨ - ٢ ستمگرى و ستمپذيرى
هر ستمى، تجاوزى نيز روى داده باشد. ابعاد گسترده ستم شامل همه مواردى مىشود كه تعريف تجاوز قادر به فراگيرى آنها نيست.
ستم خود ابعاد وسيعى دارد كه در ستم و تهاجم نظامى و يا گونههاى ديگر تجاوز خلاصه نمىشود. دنيا اگر به تعريف جامعى از ستم، كه شامل همه انواع ستمگرى و ستمپذيرى باشد، برسد و آن را از روابط ملتها دور كند و اين آفت امنيت را از همه ابعاد زندگى بزدايد، مىتواند به استقرار امنيتى ايدهآل اميدوار گردد و آن را به صورت يك واقعيت ملموس دريابد.
تأكيدى كه اسلام در زمينه هشدار بر آفت ستم دارد و به صورتهاى متفاوت از آن بعنوان يك ضد ارزش كه كليد ديگر مشكلات و آفتهاى فلج كننده زندگى بشرى است ياد كرده و در طريق مبارزه با آن، افراد آلوده به آن را از تصدى مسئوليتهاى كليدى محروم نموده و بيشترين تهديدها و بالاترين مجازاتها را براى مرتكبين به آن در نظر گرفته است، همه و همه نشان دهنده اين حقيقت است كه از ديدگاه اسلام رسيدن به شاخصهاى اصلى جامعه و روابط ايدهآل، تنها زمانى ميسر است كه ستم در روابط انسانها ريشهكن شده باشد.
قريب به يك دهم مجموعه آيات قرآن به طور مستقيم و غير مستقيم به موضوع ظلم پرداخته و بالغ بر [٣] ٥٠ آيه به طور مستقيم و صريح در اين زمينه به روشنگرى پرداخته است.
قرآن طى آيات متعدد تأكيد بر آن دارد كه انسان را به اين راز واقف كند كه هر نوع ستمى بازتابى نسبت بخود ستمكننده و يا ستم پذيرنده دارد (فَأُولٰئِكَ اَلَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمٰا كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يَظْلِمُونَ)١، و ستمپذيرى نيز چون ستمگرى، گناهى است بزرگ (لاٰ تَظْلِمُونَ وَ لاٰ تُظْلَمُونَ) [٢] و راه ستم، راه نابودى است، و ستم سرانجام ارزشهاى بشرى را نابود مىكند (وَ تِلْكَ اَلْقُرىٰ أَهْلَكْنٰاهُمْ لَمّٰا ظَلَمُوا)٣ و ملتها را از دستآوردهاى تمدن و فرهنگشان محروم مىسازد
[١] . اعراف: ٩ (ستمكاران همانها هستند كه خود زيان بردند به خاطر ظلمى كه در برابر دلائل و نشانههاى الهى مرتكب شدند)
[٢] بقره: ٢٧٩ (هرگز ظلم نكنيد و تن به ستم نيز ندهيد).
[٣] كهف: ٥٩ (اين سرزمينهائى است كه ما آن را نابود كرديم چون ستم كردند).