فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١٧ - ٢ ستمگرى و ستمپذيرى
ميشها در دست گرگها نمىباشد.
اسلام براى تضمين امنيت پايدار، ريشهكن نمودن ستمگرى و ستمپذيرى را شرط اساسى مىشمارد و به ملتهائى امنيت را نويد مىدهد كه همه ابعاد ستم را از زندگى و روابط فيما بين خود و ديگران زدوده باشند: (اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ اَلْأَمْنُ)١.
رابطه علت و معلولى بين ريشهكن نمودن ظلم و استقرار امنيت، در حوزه مطالعه و بررسى عميق است و نشان دهنده رمز ناكامى ملتها در رسيدن به تعريف جامع و كامل تجاوز است.
همانطور كه در گزارش تاريخچه تعريف تجاوز توسط مجمع عمومى سازمان ملل ملاحظه كرديم، مشكل عمده اين تعريف آن بود كه مبادا تعريف به گونهاى باشد كه به وسيلهاى براى توجيه اقدامات تجاوزكارانه دولتهاى سلطهجو و يا بهانهاى براى كاربرد زور و جنگهاى تجاوزكارانه تبديل گردد.
از اينرو در كليه مذاكرات مربوط به تعريف تجاوز همواره ابعاد خلأگونهاى احساس مىشد كه از يك رو اقدامات تجاوزكارانه بود و از سوى ديگر قابل درج در تعريف تجاوز به نظر نمىرسيد.
ما در ارزيابى قطعنامه تعريف تجاوز به مواردى از اين خلأها اشاره كرديم و در اينجا بايد اضافه كنيم كه اين بنبست از آنجا ناشى شده بود كه در ذهن تدوين كنندگان قطعنامه اين مطلب بعنوان پيشفرض پذيرفته شده بود كه تجاوز تنها عامل تهديد كننده امنيت بين المللى است، در حالى كه آنها در تعريف تجاوز خود را قادر بر آن نمىديدند كه به راحتى بتوانند همه موارد تهديد امنيت را در تعريف تجاوز بگنجانند.
موارد اشاره شده عمدتاً به يكى از دو عنوان ستمگرى و ستمپذيرى مربوط مىگردد، و بدين ترتيب ما در كنار تعريف تجاوز نياز به تعريف ديگرى داريم كه ستم را در دو شكل ستمگرى و ستمپذيرى تعريف نمايد.
درست است كه در هر تجاوزى نوعى ستم رخ مىدهد، ولى چنين نيست كه در
[١] . انعام: ٨٢ (كسانى كه ايمان آورند و ايمانشان را به هيچ ظلمى نيالايند آنها شايسته امنيت هستند).