فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٢ - و ابتدا از تعريف امنيت آغاز مىكنيم
مبحث سوم: تدابير و فرضيههاى امنيت در نظام بين الملل معاصر
در شرايط سياسى و اقتصادى و نظامى كنونى جهان و همچنين در نظام بين المللى معاصر كه مبتنى بر همان شرايط است، امنيت جهان بيش از هر شرايط و زمانى در معرض تهديد قرار دارد.
مشكل اساسى اينست كه در چنين شرايط و نظام بين المللى، چگونه مىتوان شكست هر گونه تجاوز مسلحانه و اقدامات تجاوزكارانهاى كه امنيت را به مخاطره مىافكند در روابط بين المللى تأمين و تضمين نمود؟
اختلافات به صورتهاى متفاوت و در ابعاد مختلف غير قابل اجتناب است، ولى ناگزير بايد در برابر اين پيشآمدهاى قريب الوقوع چارهاى انديشيد. كدام طرح مىتواند از آسيبپذيرى امنيت جهان در برابر اختلافات جلوگيرى كند؟
صاحبنظران علوم سياسى و حقوقدانان، و پيشاپيش آنها منشور ملل متحد و قطعنامههاى مجمع عمومى سازمان ملل و شوراى امنيت آن، در حالى به پاسخگوئى براى حل و فصل اين مشكل بزرگ جهانى مىپردازند كه ارزشهاى زيربنائى امنيت بين المللى را ناديده مىانگارند. اينك به مطالعه اين راه حلها مىپردازيم
و ابتدا از تعريف امنيت آغاز مىكنيم:
[١] . امنيت ملى:
كه عبارت از احساس آزادى كشور در تعقيب هدفهاى ملى و فقدان ترس و خطر جدى از خارج، نسبت به منافع اساسى و حياتى كشور١ مىباشد.
مفهوم امنيت ملى در اين تعريف به معنى آزادى، هدفها و منافع ملى و حياتى كشور بستگى دارد. از اين رو هر كشور به تناسب برداشت خاصى كه از اين مفاهيم دارد امنيت ملى خود را به نوع خاصى تفسير مىكند، تا آنجا كه گاه قلمرو امنيت ملى، سلب امنيت از كشورهاى ديگر را نيز شامل مىگردد.
به همين دليل امنيت ملى امرى نسبى تلقى مىشود و بر اساس انديشههاى خاصى كه در زمينه مفاهيم ذكر شده در اذهان شكل مىگيرد، به صورت ذهنى و در رابطه با
[١] . آقا بخشى، على، فرهنگ علوم سياسى، نشر تندر، تهران، ١٣٦٣، ص ١٧٣.