فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٩ - مبحث سوم اصالت صلح بعنوان يك قاعد١٧٢٨ حقوقى در اسلام
مسئوليتها اصل را بر برائت، و در اعمال ديگران اصل را بر صحت، و اصل اولى را در حكم اشياء بر اباحه گذاردهاند، و از اين رو اثبات هر نوع مسئوليت و يا فساد در اعمال ديگران و حرمت اشياء، منوط به دليل و نيازمند به اثبات شرعى مىدانند.
در مسئله صلح و جنگ نيز سه نظريه بعنوان تأسيس اصل و قاعده ديده مىشود.
[١] . نظريه برخى از مستشرقين١ و حقوقدانانى كه در زمينه تئورى حقوق بين الملل اسلام به بررسى پرداختهاند، مبنى بر اينكه جهاد رابطه اصلى دار السلام را با جهان خارج مشخص مىكند، و اسلام از آنجا كه نتوانست خوى جنگجوئى اعراب را زايل سازد از اين وسيله براى سركوب غير مسلمين استفاده كرده، و اگر اسلام از صلح سخن به ميان آورده صرفاً براى رهيابى به هدف نهائى است كه توسعه اسلام در جهان مىباشد، و اين در شرايطى است كه جهاد كارساز نباشد، و روابط بين الملل و ديپلماسى در جهان اسلام پديدهاى كاملاً بيگانه و ناآشنا است [٢] .
مستند اين نظريه آيات جهاد در قرآن است كه جهاد را بعنوان يك فريضه بر همه مسلمين واجب شمرده و كسانى را كه از جهاد روى برمىگردانند مورد نكوهش شديد قرار داده است، و با برداشتى سطحى تصور شده است كه كليه آيات جهاد مربوط به جهاد ابتدائى، و معنى جهاد ابتدائى هم شعلهور نگاهداشتن جنگ به طور مستمر بين جهان اسلام و جهان كفر مىباشد. معنى و برداشت صحيح از آيات جهاد را در مباحث آينده مورد بررسى قرار خواهيم داد
٢. نظريه استحبابى بودن جهاد و نفى وجوب آن در اسلام كه از بعضى از تابعين مانند سفيان ثورى و عبد الله بن شبرمه و عطاء بن ابى رياح نقل شده كه گفتهاند:
جهاد امرى اختيارى و استحبابى است و واجب نيست، و اوامر قرآنى به صورت ندبى و استحبابى است و تنها در موارد ضرورت براى دفع تهاجم دشمنان واجب مىگردد، آنگونه كه از ظاهر آيه (فَإِنْ قٰاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ) (١)
[١] . رجوع شود به العقيده و الشريعه، تأليف گلدزيهر، ص ٢٧
[٢] رجوع شود به جنگ و صلح در اسلام، تأليف دكتر مجيد خدورى، ص ٨٢، و مقاله: «اصول روابط بين الملل و تحولات آن در اسلام» نوشته دكتر حميد بهزادى در نشريه شماره دوازدهم دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران و نظرات برنارد لوئيس مستشرق معروف در همان مقاله.
(٣) بقره: ١٩١.