فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧١ - شوراى امنيت آخرين اميد صلح
موضعى مىگردند كه آمريكا و شوروى و چين اختيار كردهاند. هرگاه آنها متحد شوند مىتوانند تحت عنوان صلح و جلوگيرى از جنگ مقاصد خود را بر جهان تحميل نمايند و زمانى كه بين آنها اختلاف درافتد، سازمان ملل متحد فاقد هر نوع نقش مؤثرى خواهد بود. و به قول مورگانتا تئوريسين معروف روابط بين الملل، در حالت بروز چنين وضعيتى تصميم شوراى امنيت كاغذ باطلهاى بيش نخواهد بود [١] .
گزارشهاى رسمى سازمان ملل متحد استنباط مورگانتا را كاملاً تأييد مىكند، زيرا مجمع عمومى سازمان ملل متحد از دومين اجلاس خود در ١٩٤٧ م. تاكنون قطعنامههائى حاوى توصيههاى كلى به منظور تقويت و حمايت صلح تصويب كرده و اصولى را در جهت حفظ صلح بيان كرده است، و براى اينكه قطعنامهها جنبه عملى داشته باشد در ١٩٥٠ م. قطعنامهاى زير عنوان صلح از طريق عمل، و قطعنامه ديگرى تحت عنوان اتحاد براى صلح به تصويب رسانيد كه مقرر داشت اگر شوراى امنيت در اثر عدم اتفاق آراء كامل اعضاء دائمى خود موفق به انجام مسئوليت اساسى خود در حفظ صلح - در موردى كه خطرى براى صلح، نقض صلح و يا عمل تجاوز در كار باشد - نشود، مجمع عمومى مىتواند فوراً به رسيدگى پرداخته و به اعضاى مجمع در مورد مسائلى از جمله نقض صلح و يا عمل تجاوز و استفاده از قواى مسلح، در صورت لزوم براى حفظ صلح و امنيت بين المللى، توصيههائى به عمل آورد. به دنبال آن كميسيون نظارت صلح و سپس كميته اقدامات مشترك و از آن پس نيروى اضطرارى سازمان ملل متحد يونف تشكيل گرديد.
سرانجام مجمع عمومى در قطعنامه ١٩٦٥ م. به رئيس مجمع اختيار داد كه كميته ويژه عمليات حفظ صلح را به رياست خود و با همكارى دبير سازمان ملل متحد تشكيل دهد. اين كميته پس از چهارده جلسه در گزارش خود صريحاً اعلام نمود كه ظاهراً توافق آراء كامل درباره مفهوم عمليات حفظ صلح وجود ندارد و مفهوم آن را نمىتوان دقيقاً و آن طور كه همه دولتها را قانع سازد بيان كرد، و تأكيد نمود كه هر گونه اقدام قهرى مىبايستى منحصراً توسط شوراى امنيت و به موجب مواد منشور ملل متحد به عمل آيد و از آنجا كه ناتوانى شوراى امنيت به دليل
[١] . همان مأخذ، ص ٨٢.