فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٣ - ارزيابى نظري١٧٢٨ اعلامى
آنها اجازه مىدهد كه به دليل عدم احراز موجوديت رسمى در جامعه بين المللى مرتكب تخلفات در روابط بين المللى گردند و نظم و قانون بين المللى را نقض نمايند.
٧. چنانچه دولت جديد توسط برخى از دولتهاى قديمى به رسميت شناخته شود، مفهوم آن، چنين خواهد بود كه آن دولت فقط از نظر دول مزبور، عضو جامعه بين المللى شناخته مىشود [١] ، و اين حالت در حقوق بين الملل، ايجاد ناهمگونى و تعارض خواهد كرد.
٨. نظريه ايجادى و تأسيسى، اصولاً ناقض اصل استقلال و حاكميت دولتهاى جديد است، زيرا دولتى كه مشروعيت و موجوديت و حاكميت و استقلالش مرهون اراده دولت ديگرى است، در حقيقت فاقد حاكميت و استقلال به معنى واقعى است.
٩. تعليق مشروعيت و موجوديت دولتهاى جديد به اراده دولتهاى قديمى در نظريه ايجادى، به دولتهاى قديمى اين اجازه را خواهد داد كه در هر زمان كه بخواهند در اراده خود تجديد نظر نمايند، زيرا همان دليلى كه به دولتهاى قديمى اجازه مىدهد در سرنوشت (موجوديت و مشروعيت) دولت جديد، ايفاگر نقش تعيينكننده باشند، موجب آن است كه در استمرار اين رابطه، چنين حقى را براى دولتهاى قديم حفظ كند.
ارزيابى نظريه اعلامى
نظريه اعلامى تا آنجا كه مربوط به كشور اعلامكننده است، حق آن كشور است كه در زمينه اظهار نظر خود آزاد باشد، ولى اگر آثار حقوقى شناسائى مربوط به دولت جديد باشد، در مورد نظريه اعلامى نيز مىتوان مناقشه كرد.
حتى اگر اين اثر حقوقى، عبارت از عضويت كشور جديد در جامعه بين المللى باشد، باز جاى اين بحث وجود دارد كه هرگاه كشور مزبور فاقد عناصر لازم موجوديت و مشروعيت باشد، شناسائى آن به معنى تأييد عضويت آن در جامعه بين المللى، نوعى مداخله در امور داخلى ملتها محسوب مىشود.
[١] رجوع شود به حقوق بين الملل عمومى، تأليف دكتر ضيائى بيگدلى، ص ١٧٤.