فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥١ - ارزيابى نظري١٧٢٨ ايجادى
عضو جديد جامعه بين المللى شناخته شده است.
تفاوت در كيفيت بنيانگيرى شخصيت بين المللى دولت جديد مربوط يك جريان سياسى است و فاقد خاصيت حقوقى مىباشد.
ارزيابى نظريه ايجادى
بىشك حاكميت و موجوديت سياسى و مشروعيت آن در مورد جمعيت متشكل شده در قالب يك جامعه سياسى، در درجه اول امرى است كه به آزادى و اراده مردم، كه عنصر اصلى اين تشكل سياسى هستند، مربوط مىگردد، و بدون اراده آزاد آنها نمىتوان نه حاكميتى را بر آنها تحميل كرد و نه در صورت توافق آنها مبنى بر تشكيل جامعه سياسى جديد، حق حاكميت را از آنها سلب نمود.
بدين ترتيب اراده دولتهاى قديمى هرگز نمىتواند نقش ايجادى و تأسيسى را در رابطه با آنچه كه مربوط به اراده مردم است، بدون آنكه چنين حقى را مردم به آنها تفويض كرده باشند، ايفا نمايند.
نظريه ايجادى در حقيقت نوعى دخالت در تعيين سرنوشت ديگران و سلب آزادى و حقوق اساسى از مردمى است كه خارج از قلمرو و حاكميت دولتهاى قديمى زندگى مىكنند.
بر اين اساس مىتوان در مورد نظريه ايجادى در مفهوم حقوقى شناسائى مناقشات زير را مطرح كرد:
١. هر دولتى در شرايط خاص و با عناصر معين، بر اساس اراده مشخص جمعيتى تشكيل مىگردد و اراده دولتهاى ديگر در اين زمينه نمىتواند نقشى ايجابى و يا سلبى داشته باشد
٢. دولتى كه در شرايط طبيعى بعنوان يك ضرورت و پديده معلولى پا به عرصه وجود مىگذارد، بدون شناسائى از طرف دولتهاى قديمى نيز از موجوديت و مشروعيت و حاكميت و شخصيت حقوقى برخوردار است و عدم شناسائى اين دولت از طرف دولتهاى قديمى، به منزله سلب حق طبيعى از يك موجود مشروع، و يا به مثابه صدور گواهى مرگ براى انسان زنده مىباشد.