فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٣ - مبحث اول تعريف شناسائى
فصل سوم شناسائى دولت، كشور
مسأله شناسائى دولتها كه در نظام بين المللى مبناى عضويت در جامعه بين المللى تلقى مىشود، عبارت از عملى است كه از طرف دولتهاى قديمى در جهت به رسميت شناختن دولتى نو بنياد انجام مىگيرد، به اين گونه كه دولتى گواهى مىكند جمعيتى با يك قدرت مستقل سياسى در سرزمينى استقرار يافته است.
عمل شناسائى دولتها در تاريخ گذشته روابط ملتها، به صورت يك امر سنتى در صحنه روابط بين المللى انجام مىگرفته و در حد يك قاعده عرفى عمل مىشده است و به تدريج از قرن هيجدهم به شكل يك نهاد حقوقى درآمد و با تشكيل سازمانهاى بين المللى بعنوان يك ضرورت در استيفاى حقوق بين المللى و مزاياى ناشى از عضويت در جامعه بين المللى مطرح گرديد.
مبحث اول: تعريف شناسائى
مؤسسه حقوق بين الملل در اجلاسيه ١٩٣٦ م. موضوع شناسائى دولتها را چنين تعريف كرد: «شناسائى عملى است كه به موجب آن دولتهاى قديمى، وجود يك جامعه سياسى جديد و مستقل را كه قادر به رعايت حقوق بين الملل مىباشد، تصديق و تأييد مىكنند و اراده خود را مبنى بر شناسائى آن بعنوان عضو بين المللى