فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٩ - غيبت دوران هدنه است
كه به ناحق به شكستن آن پيمان اقدام نمائى، زيرا بردبارى تو بر تحمل دشوارى و سختيهائى كه اميد گشايش و نيكى سرانجام آن را دارى، بهتر از حيله و مكرى است كه از كيفر آن هراس دارى و بيم آن دارى كه از جانب خداوند مسئوليت و بازخواستى ترا فراگيرد، و تو در دنيا و آخرت امكان درخواست عفو و بخشش آن را به دست نياورى» [١] .
اراضى صلح
فقها در مورد اراضى نيز از صلح بعنوان قراردادى به منظور تبيين احكام نوعى از زمينها نام برده و اين گونه اراضى را اراضى صلح ناميدهاند، و دو نوع اراضى ديگر را اراضى مفتوح العنوه و اراضى موات نامگذارى كردهاند:
علامه حلى اراضى صلح را به دو گونه ذكر كرده است [٢] :
١. زمينهائى كه صاحبان آنها با مسلمين، صلح منعقد نموده و طبق آن زمينها را براى خود حفظ كرده و خراج آن را تقبل نمودهاند.
٢. زمينهائى كه طبق قرارداد صلح به مسلمين واگذار شده است.
صاحب جواهر مىنويسد:
هر زمينى كه صاحبانش با مسلمين صلح نموده باشند از آن خودشان مىباشد، و بنابر قولى حتى اراضى موات نيز چنين است، ولى بنابر نظرى ديگر، اراضى موات از آن امام مىباشد. اين نظر را مىتوان تأييد نمود مشروط بر آنكه اراضى موات در ضمن قرارداد صلح به طور صراحت يا ظهور نيامده باشد [٣] .
غيبت دوران هدنه است
يكى ديگر از مستندات عام بودن قرارداد هدنه و صلح در زمان غيبت امام (ع) احاديثى است كه در زمينه بيان شرايط خاص دولت جهانى حضرت مهدى (ع) وارد
[١] . نهج البلاغه، نامه شماره ٥٣
[٢] رجوع شود به تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤٤٤-٤٤٦، جواهر الكلام، ج ٢١، ص ١٧٤.
[٣] رجوع شود به جواهر الكلام، ج ٢١، ص ١٧١.