فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٩ - ١ به مفهوم كنارهگيرى از مناقشات بىثمر عقيدتى
حالت وى را چنين توصيف مىنمايد: (وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ م [١] ٦ [٤] ٨;ا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله وَ أَدْعُوا رَبِّي)١(من از شما و آنچه كه مىپرستيد كنارهگيرى مىكنم و خدايم را مىطلبم).
در مورد بنى اسرائيل نيز هنگامى كه موسى (ع) سست عنصرى و عدم احساس مسئوليت و پوچى آنها را مشاهده كرد كه حتى براى نجات خود نيز وى را حمايت نمىكنند، گفت: (وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ) [٢] (اگر نمىخواهيد بمن ايمان بياوريد، ناگزير من خود را كنار مىكشم).
يعنى خود دانيد و فرعون و وضعيت نكبتبار اسارت.
اصحاب كهف نيز پس از مشاهده سرسختى و گمراهى مردم خود، بنا به توصيه يارى آگاه، از مناقشات غير منطقى كنارهگيرى نمودند و قرآن از اين حالت به اعتزال تعبير كرده است: (وَ إِذِ اِعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ مٰا يَعْبُدُونَ إِلاَّ الله فَأْوُوا إِلَى اَلْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ) [٣] (هنگامى كه از آنان و آنچه كه جز خدا مىپرستند كنارهگيرى نموديد، به غار پناه ببريد تا رحمت بىپايان الهى شما را فراگيرد).
ابراهيم با اعتزال توانست به نوعى ديگر راه توحيد را تحكيم بخشيده و بقاى دعوتش را تضمين نمايد:
(فَلَمَّا اِعْتَزَلَهُمْ وَ مٰا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلاًّ جَعَلْنٰا نَبِيًّا) ٤ (آنگاه كه ابراهيم از بىخردان گمراه و آنچه كه به جز خدا عبادت مىكردند كنارهگيرى نمود، به او اسحاق و يعقوب را ارزانى داشتيم و همگى را از پيامبران قرار داديم.) اين نوع اعتزال را در زندگى پيامبر اسلام (ص) قبل از بعثت كه در حرا كنارهگيرى گزيد، و نيز زندگى سياسى على عليه السلام در دوران جدائى از رهبرى امت، و ساير امامان معصوم و حتى در شيوه مبارزاتى بسيارى از رهبران مذهبى و غير مذهبى مىتوان مورد مطالعه قرار داد.
اعتزال به اين معنى به مفهوم منفى و دورى از مسئوليتها و كنارهگيرى از تعهداتى كه هر انسان عالم و آگاه در برابر جامعه و مردمش دارد، نيست، بلكه منظور از آن
[١] . مريم: ٤٨.
[٢] دخان: ٢١.
[٣] كهف: ١٦.
[٤] مريم: ٤٩.