فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٩ - ١ دار الاسلام
پيامبر اكرم در مورد خصائص و شخصيت اجتماعى و حقوقى مسلمان مىفرمايد: «... يسعى بذمتهم ادناهم» [١] .
و امام صادق (ع) جمله مزبور را چنين توضيح مىدهد:
هرگاه سپاهى از مسلمانان، دستهاى از مشركان را محاصره نمودند و يكى از مشركان در اين بين درخواست امان نمود تا با فرمانده مسلمين گفتگو و مناظره كند، اگر ضعيفترين و پستترين فرد از مسلمين به وى امان داد بر بزرگترين شخصيت مسلمان لازم است كه به تعهد مزبور گردن نهد و بدان به ديده احترام نگرد [٢] .
على عليه السلام در يكى از جنگها، هنگامى كه لشكريانش قلعهاى را محاصره كرده بودند، چون شنيد برده مسلمانى به جميع اهالى آن قلعه امان داده است، تعهد وى را تنفيذ نمود و از محاصره قلعه دست كشيد [٣] .
امام صادق (ع) از پيامبر اكرم نقل مىكند كه فرمود:
هر مردى از مسلمانان چه ادنى و چه افضل، هرگاه مشركى را مشاهده كند و وى را امان دهد، او در امان همه است تا كلام خدا را بشنود، اگر از اسلام پيروى كرد، برادر دينى شما خواهد بود و اگر از قبول اسلام خوددارى نمود، بايد او را به مأمن و وطنش بازگردانيد و براى كمك او از خدا يارى بطلبيد [٤] .
با توجه به مدارك مذكور اين نكته نيز روشن مىشود كه اعطاء امان، اختصاص به فرمانده و يا امام مسلمين نداشته و اين حق براى عموم افراد مسلمين به صورت يك حق قانونى محفوظ مىباشد.
ولى از آنجا كه گفتار ديوانه و شخص نابالغ از نظر قانون اسلام اعتبار ندارد، لذا در امان دهنده معتبر است كه بالغ و عاقل بوده باشد. چنانكه اعطاء امان از فرد غير مسلمان نيز - و اينكه در استخدام مسلمين باشد و در كارزار با مسلمانان همكارى كند و يا ذمى باشد - پذيرفته نيست. و لكن مرد و زن مسلمان و همچنين آزاد و برده
[١] . جواهر، ج ٢١، كتاب جهاد، الطرف الثالث ص ٢١
[٢] جواهر ج ٢١، كتاب جهاد، الطرف الثالث، ص ٢١.
[٣] جواهر، ج ٢١، كتاب جهاد، الطرف الثالث، ص ٢١.
[٤] جواهر، كتاب «جهاد» فصل سابق الذكر.