فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٩ - ١ دار الاسلام
د - اراضى بايرى كه در دار الاسلام وجود دارد و همچنين اراضى مخروب در قلمرو حكومت اسلامى، متعلق به امام بوده و درآمد آن در راه شئون اجتماعى و مصالح عمومى به مصرف مىرسد.
ه - مناطق ساحلى درياها، قلل كوهها، جنگلها، معادن و درياها كه جزء انفال شمرده شده است
٢. وقف:
زمينهايى كه وقف عموم گرديده و توليت آن به امام و رئيس دولت واگذار شده است.
٣. نمايندگى از طرف عموم:
مناطق آبادى كه به هنگام جهاد و دفاع بعنوان فتوحات نصيب مسلمين مىگردد، متعلق به عموم مسلمين مىباشد و نسل بعد نيز در استحقاق اراضى مزبور شركت دارند. اراضى مزبور تحت اشراف و نظر امام (رئيس دولت اسلامى) بهرهبردارى شده و درآمد آن به مصرف مصالح عمومى مسلمين مىرسد.
٤. استحقاق سياسى:
سرزمينهائى كه به صورت آباد و يا باير در تملك شخصى و فردى مسلمين باقى مىباشد، از تصرفات تملكى دولت خارج بوده و حقوق دولت درباره اين گونه اراضى تنها به صورت يك حق سياسى و حق حكمرانى قابل تصور است.
اين حق از حاكميت دولت و فرمانرواى و نفوذ سياسى آن ناشى مىگردد و از نظر ماهيت و منشأ كاملا با مالكيت فردى و حقوق شخصى صاحبان اراضى اختلاف دارد، و از جهت اجتماع دو حق متفاوت مزبور، هيچگونه اشكالى وجود ندارد، در صورتى كه اجتماع دو حق مالكانه در چيز واحدى قابل تصور نبوده و از نظر قانون اسلام نيز امكانپذير نيست.
٥. حمايت:
قسمت ديگر اراضى مربوط به دولت اسلامى عبارت از مستملكات اراضى بيگانگانى است كه در نتيجه انعقاد پيمان مشترك ذمه، تحت حمايت دولت اسلامى قرار گرفته است. مسئوليتى كه دولت اسلامى بر اثر پيمان ذمه در مقابل اقليتهاى مذهبى به عهده گرفته يك نوع حقى را براى دولت نسبت به اراضى مستملك آنان ايجاب مىكند كه مىتوان آن را به حق حمايت تعبير نمود.