فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣ - طرح مسأله
فصل اول مباحث تمهيدى
طرح مسأله
حقوق بين الملل را از رشتههاى نوين حقوق و محصول تفكر جديد سياسى - حقوقى در سطح بين المللى شمردهاند. ولى مطالعه روابط ملل و جوامع سياسى در گذشته دور نشان مىدهد كه ريشههاى اين رشته حقوقى به قرنهاى بسيار دور تاريخ بازمىگردد و قواعد و رسوم متعارف در روابط خارجى ملل مختلف كهن حاكى از تولد و تكون نوعى حقوق بين الملل در جوامع سياسى ابتدائى بوده است.
اروپا و غرب كه همواره سعى كرده است على رغم شواهد مستند تاريخى تدوين علوم را به خود نسبت دهد تا خود را وارث تمدن جديد و صاحب امتياز علم و تكنولوژى در دنياى معاصر قلمداد كند، در مورد حقوق بين الملل نيز از همين سياست پيروى كرده و تدوين آن را به خود اختصاص داده است، و حقوقدانانى صاحب نام چون اپنهام و ژرژ سل [١] براى اينكه مبادا پيش صاحبنظران باريكبين خلاف آن ثابت شود و مشكلى براى مخاطبين آنها به وجود آيد، پيشاپيش با اضافه
[١] . اپنهام مىگويد: حقوق بين الملل نوين، محصولى از تمدن مسيحى است، چه نخستين بار ميان كشورهاى مسيحى به وجود آمد. و ژرژ سل اضافه مىكند كه: تنها در جو مسيحيت بود كه حقوق بين الملل زاده شد. آنانى كه به دنبال چنين حقوقى در عهد باستان مىگردند كار بيهودهاى مىكنند، چه در آنجا فقط آثار پراكنده و نامنسجمى از مسائل حقوق بين الملل يافت مىشود. به نقل از حقوق بين الملل اسلامى تأليف دكتر خليليان، ص ٦٨-٦٧.