فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٠ - تقسيمبندى ملتها
سلطهاى نيست).
قسمت اول آيه گرچه در مورد اهل اعتزال است، ولى بخش دوم آن گروه ديگرى را مشخص مىكند كه در حقيقت بخشى از اهل اعتزال هستند و به قرارداد صلح تن در مىدهند.
٨. جمعيت و گروهى كه از عقد امان استفاده مىكنند و به آنها مستأمن گفته مىشود. فقها باب گستردهاى را به بحث از عقد امان و شرايط و حقوق مستأمنين اختصاص دادهاند كه در بخش جداگانهاى مورد بحث قرار خواهد گرفت [١] .
گاه مستأمن در سرزمينهاى اسلامى و در ميان امت مسلمان زندگى مىكند، و گاه در محلى خارج از حكومت اسلامى و در قلمرو حاكميت كفار به سر مىبرد. نوع دوم را مىتوان در مورد فراريان مكه صادق دانست كه پس از مسلمان شدن از ترس آزار قريش به مناطق بين مكه و مدينه فرار مىكردند و طبق قرارداد صلح حديبيه هيچكدام از طرفين حق تعرض به اين مناطق را نداشتند، و خواه ناخواه چنين افرادى مستأمن محسوب مىشدند [٢] .
٩. گروهها و ملتهائى كه بين آنها و دولت اسلامى آتش بس برقرار شده و به طور موقت در متاركه جنگ به سر مىبرند. به اين گروهها اهل هدنه گفته مىشود [٣] .
١٠. گروهها و ملتهائى كه مسلمانان به دليل عدم توانائى كافى براى جهاد، آنها را به حال خود رها كردهاند. در چنين مواردى معمولا در فقه، از عنوان موادعه استفاده شده و به اين جمعيت اهل الموادعه گفته مىشود [٤] .
١١. جمعيت و ملتى كه بين آنها و مسلمين نوعى قرارداد وجود دارد و آنها را اهل عهد مىنامند. (فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ) تا آخرين لحظه عهدى كه با
[١] . رجوع شود به جواهر الكلام، ج ٢١، ص ٩٢، و تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤١٤، و المحلى، ج ٧، ص ٣٠٦، و فتح القدير، ج ٤، ص ٣٥٣
[٢] رجوع شود به تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٨٤.
[٣] رجوع شود به جواهر الكلام، ج ٢١، ص ١١٣، و المبسوط، ج ٢، ص ٥٠، و تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤٤٧، و البحر الزخار، ج ٥، ص ٤٥١.
[٤] رجوع شود به شرح السير شيبانى، تأليف محمد بن احمد سرخسى، ج ٥، ص ١٦٨٩.
(٥) توبه: ٤.