فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٦ - مليت بر اساس ناسيوناليسم
طورى كه در قرآن و مدارك ديگر اسلامى آمده است، اين نيست كه قانون اسلام نسبت به پرهيزكاران، امتيازى قائل است و اين طبقه، شخصيت قانونى ممتازى دارند و يا مسلمانى مىتواند به استناد آن، براى خود امتيازى از نظر قانون و اجتماع قائل شود، بلكه اين امتياز صرفا يك امتياز صرفاً يك امتياز معنوى بوده و جنبه اخلاقى دارد و به هيچ وجه در قانون مساوات اسلام، فصل مشخص و ممتازى ندارد. در اسلام چنين امتياز معنوى، تنها در مورد انتخاب افراد صالح براى اشغال پستهاى اجتماعى و سياسى و... مورد توجه قرار مىگيرد و زمامداران و رهبران و مأموران و مجريان قانون، در حكومت اسلامى تنها از اين طبقه با شرايط خاصى انتخاب مىشوند.
اما «سومين شكل» از مظاهر افكار ناسيوناليستى كه ما آن را در آغاز بحث بعنوان احساسات و عواطف مثبت قومى ياد نموديم، صرف نظر از اين كه در پارهاى از موارد ممكن است از نقصان مبدأ ايمانى و عقيدهاى سرچشمه بگيرد و به علت عدم رسوخ كامل عقيده و ايمان، ظهور كند، اگر هيچ گونه تصادمى با حقوق ديگران نداشته باشد و جنبههاى منفى در آن از بين رفته باشد، بىشك نه تنها قابل مناقشه نيست، بلكه در مورد روابط خونى مورد تأييد اسلام مىباشد. ابراز عاطفه و محبت به پدر و مادر و خويشاوندان حتى با وجود اختلاف عقيده نيز مستحسن است.
و چنانكه در پارهاى از مدارك اسلامى بيان شده است، تعصبات مذموم و مردود در اسلام آن گونه تعصباتى نيست كه به صورت عواطف مثبت و محبت نسبت به قوم و نژاد و... ابراز مىشود، بلكه آنچه از تعصب، نابجا و محكوم مىباشد، عبارت از تعصبى است كه به دو صورت فوقالذكر جلوه مىكند و موجب تبعيضات قانونى و يا اختلاف طبقاتى و رژيم اشرافى مىگردد.
پيامبر اكرم وقتى شگفتى «جويبر» جوان سياهپوست را در مورد پيشنهاد ازدواج با «ذلفا» دختر زيباى يكى از اشراف را مشاهده نمود فرمود: «اى جويبر! همه مردم از سفيد، سياه، قريش، عربى و عجمى، از آدم به وجود آمدهاند و خداوند متعال آدم را از خاك آفريده است. اى جويبر! هيچ يك از افراد مسلمين، از تو برتر نيستند، مگر كسى كه پرهيزكارتر از تو باشد.» و نيز در برابر پرسش متعجبانه «زياد»