فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٢ - امت، شكل تكامليافت١٧٢٨ ملت
روزى پيامبر اسلام با جمعى از يارانش نشسته بودند، ناگاه جنازهاى را از كنار آن حضرت عبور دادند. پيامبر به پاس احترام «انسان» بپا خاست. يكى از يارانش زبان به انتقاد گشود و گفت: اين جنازه مردى يهودى است. رسول اكرم فرمود، أ ليست نفسا «آيا انسان نيست؟» بر اساس همين احترام و كرامت ذاتى، اسلام همه بشر را بعنوان يك ملت معرفى مىكند، ملتى كه مجموعه انسانيتها را شامل مىگردد. قرآن اين وحدت اصيل را صريحا اعلام داشته و تفرقهها و اختلافات را عرضى و ناشى از پيروى خواهشهاى نفسانى مىشمارد و رمز بعثت انبياء را در حل اين اختلافات و رهبرى مجموعه انسانها معرفى مىنمايد.
(وَ مٰا كٰانَ اَلنّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا) ١ (توده مردم امتى واحد بيش نبودند آنگاه اختلاف ورزيدند و متفرق گشتند).
باز در قرآن چنين آمده است:
(كٰانَ اَلنّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَبَعَثَ الله اَلنَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ، وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ اَلْكِتٰابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ اَلنّٰاسِ فِيمَا اِخْتَلَفُوا فِيهِ، وَ مَا اِخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ اَلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مٰاجٰاءَتْهُمُ اَلْبَيِّنٰاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ) [٢] (تمام مردم امت واحدى بودند آنگاه خداوند، پيامبران را در حالى كه بشارت دهنده و ترساننده بودند بر آنها مبعوث فرمود و به آنان كتابى به حق نازل فرمود تا بين مردم در آنچه اختلاف مىكنند حكومت كنند، تنها مردمى كه از كتاب برخوردار شده بودند در حق اختلاف ورزيده، بعد از دليلهاى روشنگر كه براى آنها فرستاده شد به سبب ستيزهجوئى در ميان آنها بوجود آمد).
قرآن، اختلاف زبانها و رنگهاى پوست بدنها را، نه تنها مانع از وحدت انسانيت نمىداند، بلكه اين گونه اختلافات را از سنن آفرينش و از مظاهر قدرت الهى مىشمارد.
و باز، در اين باره اين چنين بيان مىكند:
(وَ مِنْ آيٰاتِهِ خَلْقُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلاٰفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوٰانِكُمْ) [٣] (از جمله
[١] . يونس: ١٩
[٢] بقره: ٢١٣.
[٣] روم: ٢٢.