فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٤ - مبحث ششم سابق١٧٢٨ تشكيل كشور و دولت در اسلام
آنها را رشد و اعتلا مىبخشيد و صفا و برادرى و يكدلى را كه تا كنون در درون يك قبيله احساس مىكردند، اينك به ميان قبايل ديگر و روابط فيما بين آنها گسترش مىداد.
گفتار ساده «جعفر بن ابى طالب» در دربار سلطان حبشه، در معرفى اصول اساسى تعليمات اسلام [١] ، نشانگر آن است كه چگونه اسلام بعنوان يك عقيده و نظام الهى و انسانى توانست دلهاى مردم را در سراسر عربستان جذب و به هم پيوسته كند.
نويسنده تاريخ سياسى اسلام در زمينه تأثير سياسى اسلام پس از نقل نظرات برخى از متفكران غربى، در باره جاذبه شگفتانگيزى كه آيات قرآن دارد و انسان را بىاختيار به شجاعت، پاكى، راستى، امانت، حمايت از ضعيفان و پرستش خداى يگانه فرا مىخواند مىنويسد:
اسلام قبايل عرب را زير لواى خود جمع كرد، دلهايشان را الفت داد، تعصبهاى جاهليت را از ميان برد و كينههائى را كه از روزگار قديم ميان قبايل بود محو كرد و همه آنها مطيع فرمان پيامبر خدا و دستور قرآن شدند و بدين طريق در عربستان يك دولت مركزى قوى به وجود آمد و اوضاع داخلى آن سرزمين سر و سامان گرفت [٢] .
اما نبايد فراموش كرد كه تشكيل يك جامعه سياسى متحد و مقتدر در مدينه در سالهاى اوليه هجرت پيامبر اسلام كار آسانى نبود. على رغم همه عوامل و جذبهها و زمينهها، مقاومت سرسخت سران قريش كه با مطرح شدن آيين يكتاپرستى، سيادت متكى به بتپرستى خود را در مخاطره مىديدند، مشكلات و موانع زيادى را سر راه گسترش اسلام به وجود آورده بود.
حاصل تلاش دوران ١٠ ساله دعوت شبانه روزى پيامبر در مكه، شمارى از مسلمانان تهيدست و مستضعف بود كه در شرايط سخت و زجرآورى به سر مىبردند.
مقاومت اعراب صحرانشين در برابر ترك عادات و سنتهاى مذموم خويش، كه اسلام با تأكيد فراوان از پيروى آنها منع مىنمود، و نيز پايدارى در عدم پذيرش
[١] . مراجعه كنيد به كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٥٤ و ٥٥، و فروغ ابديت، ج ١، ص ٢٥٥
[٢] تاريخ سياسى اسلام، ج ١، ص ١٩٦.