فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٦ - مبحث پنجم نهادهاى حكومت در نظام قبيله
يونانى پيام صلح طلبانه وى را پذيرفت و از لشكركشى و تسلط بر خاك عربستان منصرف شد [١] .
مبحث پنجم: نهادهاى حكومت در نظام قبيله
رؤسا و شيوخ قبايل، مسئوليت و اختيارات اجرائى رسوم، عادات و مقررات حاكم بر قبيله را در كنار اقتدارات نهاد برتر، آن گونه كه در نظامهاى سلطنتى متعارف بود، بر عهده داشتند. عقد پيمانها با قبايل ديگر، اعلان جنگ و بسيج افراد قبيله، مجازات متخلفين، پذيرائى از تازه واردين، استقبال نمايندگان قبايل ديگر، و ارسال پيام و مذاكره با رؤساى ديگر قبايل بر عهده شيخ قبيله بوده است.
فرامين رؤساى قبايل مانند مقررات مربوط به رسوم و سنتهاى قبيله، توسط افراد قبيله به مورد اجرا گذاشته مىشد. و رؤساى تيرههاى كوچكتر قبيله، و مردان در خانوادهها، و ديگر سالخوردهها در سراسر قبيله، به صورت مأموران اجرايى در اختيار رئيس قبيله بودند و با يك شبكه ساده اجرائى، قدرت و اختيارات اجرايى شيخ قبيله اعمال مىگرديد.
رؤساى قبايل كه معمولا سالخوردهترين، شجاعترين و سخاوتمندترين افراد قبيله بودند و به حد كافى از خصلتهاى قبيلهاى مانند تعصب، مهماننوازى و آزادگى برخوردار بوده و به سنتهاى قبيله سخت پايبندي داشتند، كمتر به خودكامگى و استبداد به مفهومى كه در نظامهاى سلطنتى استبدادى وجود داشت كشيده مىشدند.
رئيس قبيله با مهربانى پدرگونه و با تعصبى كه او را به افراد قبيلهاش سخت وابسته مىنمود و درايتى كه نشانه تجربه زياد وى بود، امور قبيله را اداره مىكرد و به ديكتاتورى و آزادى كشى نيازى نداشت.
در مسائل مهم، مشورت با سالخوردگان باتجربه قبيله و رؤساى تيرههاى كوچكتر قبيله و دانايان و خردمندان هرگز فراموش نمىشد و رئيس قبيله در مناسبتهائى از نقطه نظرهاى مشاورين استفاده مىكرد.
[١] تمدن اسلام و عرب، صفحه ٩٤ به نقل از فروغ ابديت، ج ١، ص ١٣.