فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٩ - مبحث چهارم جامعه سياسى قبيله
هر قبيلهاى از طبقاتى تشكيل مىشده و هر طبقه به نوبه خود تقسيمات فرعى داشت و هر كدام از تقسيمبنديها فروعى و به همين ترتيب تا دستجات كوچكتر كه اداره هر كدام از اين ردهها با سلسله مراتب خاصى انجام مىپذيرفت.
نهاية الارب، طبقات قبايل عرب را چنين توضيح مىدهد: گروهبنديها به ترتيب سلسله مراتب از بالا به پايين به نام شعب، قبيله، عماره، بطن، فخذ، و فصيله ناميده مىشدند.
شعب كه نام فراگير همه اعضاء و گروهها بود به چند گروه بزرگ تقسيم مىشد كه نام قبيله مىگرفت، مانند قبيله ربيعه و مضر و هر قبيله نيز داراى چند دسته بود كه به نام عماره ناميده مىشد، مانند قريش و كنانه و هر عماره نيز به چندين بخش تقسيم مىشد كه هر كدام را بطن مىگفتند، مانند بنى عبد مناف و بنى مخزوم، و هر بطن نيز تقسيماتى داشت كه هر گروه از آن را مانند بنى هاشم و بنى اميه فخذ مىناميدند و گروههاى منشعب از فخذ، فصيله ناميده مىشدند، مانند بنى العباس و طالبيين. در معاهده مدينه كه پيامبر اسلام طى آن اعلام ايجاد امت واحد اسلامى را نمود اسامى تعدادى از طوايف و قبايل عرب كه در اين اتحاد و جامعه سياسى جديد شركت كرده بودند ذكر شده است، از آن جمله: بنى عوف، بنى حارث، بنى حشم، بنى نجار، بنى عمروه، بنى النبيت و بنى اوس.
جرجى زيدان مورخ معروف در كتاب تاريخ العرب قبل الاسلام، در مورد تشكل جامعه سياسى يمن كه نمونه ديگرى از نظام قبيلهاى است مىنويسد:
جامعه سياسى يمن از چندين واحد به نام محفد تشكيل مىشد، و هر محفد از چندين قصر، و هر قصر از چندين دز، و هر دز، شيخ و اميرى داشت كه داراى تشكيلات نظامى و ادارى بود، به ترتيبى كه در حكومتهاى بابل قديم وجود داشته است عنوان و لقب سران محفد و قصر با كلمه ذو آغاز مىشد كه به معنى صاحب و داراست.
مشهورترين حكومتهاى محافد و قصور عبارت بودند از غمدان، تلفم، ناعم، ناعط، ضرواح، سلحين، ظفاز، شيام، بينون، ديام، براقش، روثان، ارياب و عمران كه بعضى از آنها بعد از انتشار اسلام نيز همچنان باقى ماندند.