فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٨ - ٤ روابط بين الملل در عصر امپراتورى عثمانى
جهان فعالتر و بازتاب آن را چون سالهاى پس از رحلت پيامبر (ص) در رهبرى جهان به دست آورند و تمدن اسلام را به جاى مرزهاى جغرافيائى توسعه دهند [١] .
٤. روابط بين الملل در عصر امپراتورى عثمانى
خشونت بىمنطق امپراتورى عثمانى در برابر كشورهاى همسايه كه متكى به قدرت و كشورگشائى بود، در زمان اوج اين امپراتورى از يك سو، و انعطاف تحقيرپذير و خفتآور آن در دوران ضعف از سوى ديگر، تصوير بسيار نادرستى از سياست بين المللى اسلام در اذهان غربيها ترسيم ساخت.
همين تصوير غلط بود كه موجب شد برخى تصور كنند پذيرفتن وجود كشورهاى غير اسلامى در صحنه بين المللى و برقرارى روابط سياسى با آنها بر اساس اصل همزيستى مسالمتآميز، سياست جديدى بود كه توسط عثمانيها وارد جهان اسلام و تئورى بين الملل اسلام گرديد [٢] .
دكتر مجيد خدورى نخستين قراردادى را كه بين فرانسواى اول فرانسه و دولت سليمان اول عثمانى در ١٥ [٣] ٥ م. بسته شد، انقلاب اساسى در سيستم سياسى و حقوقى اسلام مىشمارند و مىگويد: طبق ماده اول اين قرارداد براى اولين بار خليفه اسلامى حالت جنگى دائم بين كشور اسلامى و غير اسلامى را ملغى و به جاى آن صلح دائم و قطعى را بين دو دولت فرانسه و عثمانى خواستار شد و مدت اين قرارداد را كه در اسلام ١٠ سال بيشتر پيشبينى نشده بود به زمان نامحدود تغيير داد و در تحصيل منافع خارجى به وسيلهاى غير از جهاد متوسل شد و اين خود تغيير ديگرى در اصول روابط بين المللى اسلام به شمار مىرود٣.
در صورتى كه اين گونه تغيير و تحول، در حقيقت در سياست خارجى امپراتورى عثمانى پديد آمد نه در سياست بين المللى اسلام، زيرا در سياست خارجى
[١] . رجوع شود به تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، تأليف آدم متز، ترجمه علىرضا ذكاوتى قراگوزلو، ج ١، فصل اول و دوم
[٢] رجوع شود به مقاله «روابط بين المللى اسلام در دوره امپراتورى عثمانى»، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسى، شماره ١٢، ص ١١٠.
[٣] همان مأخذ، ص ١١٤.