فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٨ - ٢ عقل
منبع اصلى مىباشد.
به اعتقاد فقهاى شيعه اجماع، عقل، عرف و احكام حكومتى، و از نظر فقهاء سنى نيز اجماع، قياس، استحسان و مصالح مرسله، بعنوان ادله فقهيه به كتاب و سنت افزوده مىشود، به اين معنى كه به هنگام عدم امكان استناد به كتاب و سنت، فقيه مىتواند احكام الهى را از اين منابع استنباط كند [١] .
١. اجماع:
مضمون واژه اجماع چه به معنى اتفاق نظر همه امت و يا اهل نظر (بنا به تعريف بيشتر اهل سنت) و يا به معنى اتفاق نظر تعدادى از فقهاء كه نشان دهنده نظر معصوم باشد (بنابر تعريف شيعه) آن است كه اجماع مانند خبر متواتر و خبر واحد وسيلهاى براى به دست آوردن سنت است.
زيرا اعتبار (حجيت) اجماع يا به دليل آن است كه پيامبر (ص) فرموده است امت من بر خطا اتفاق نمىكنند [٢] (بنابر اعتقاد اهل سنت)، و يا به آن جهت است كه اجماع كشف و حكايت از نظر معصوم مىكند (بنابر نظريه شيعه). در هر دو حال اجماع نوعى راه براى به دست آوردن سنت و عمل به آن است.
٢. عقل:
فقهاى شيعه عقل را بعنوان يكى از ادله چهارگانه فقه در آوردهاند ولى كاربرد آن را منحصر به مواردى مىدانند كه نصى از قرآن و سنت وجود نداشته باشد. در ميان فقها شيعه گروهى (اخباريون) منكر كاربرد عقل هستند و آنها معتقدند همه احكام و قوانين مورد نياز بشر در كتاب و سنت بيان شده و موارد سكوت قانون (ما لا نص فيه) وجود ندارد.
به عقيده اكثريت فقهاء شيعه (اصوليون) شرع با زبان عقل با انسان سخن گفته و عقل و وحى، دو چراغ پرفروغ، فرا راه زندگى انسان قرار داده شده است. شرع آنچه را كه عقل درك مىكرده است تأييد نموده و به آن ارشاد كرده و آنچه را كه از
[١] . البته در مواردى مشاهده مىشود كه اهل سنت استناد به قياس و رأى را در جائى كه نص از قرآن و سنت هم وجود دارد پذيرفتهاند. مانند اجتهادهائى كه بعضى از خلفاء وحى به در مواردى كه نص صريح بوده روا داشتهاند. ولى به اعتقاد شيعه در مسائل منصوص به هيچوجه استناد به ادله ديگر و اجتهاد جائز نيست
[٢] لا تجتمع امتى على الخطا و ان امتى لا تجتمع على ضلاله (سنن ابن ماجه، باب فتن، ٨): «امت من هرگز اتفاق به راه خطا نمىكنند» و «امت من بطور دسته جمعى گمراهى پيشه نمىكنند».