فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٦ - امت واحد جهانى و نظام امامت تبلور اراد١٧٢٨ آزاد و آگاهان١٧٢٨ ملتها
نويد جامعه بىطبقه واحد جهانى نوعى همگونى را در آخرين مرحله فرآيند طولانى معين در آيندهاى دور پيشبينى كرده است.
دلپذيرى اين تفكر كه ابتكار آن را اديان آسمانى دارند، موجب گرديده عدهاى نيز همين تفكر ماركسيستى را با تفسير طبقاتى آن در قالب توحيد بدون توجه به ضدونقيضگوئى به صورت طرح جامعه بىطبقه توحيدى عرضه كنند.
صرفنظر از نادرستى متد شناخت طبقاتى (ديالكتيك) نتيجه حاصل از اين شناخت - حد اقل - در ظاهر با نتيجه شناخت توحيدى و اصالت فطرت و هويت يكسان آدمى همگون است، چنانكه انديشه و ديد جامعهشناسانه و نيز بينش فلسفى و سياسى نيز ما را به همين نتيجه مىرساند.
ولى اين همسانى تنها در ظاهر و لفظ است و نتايج مزبور در معنى كاملا متفاوت و هر كدام داراى معناى خاص خود مىباشد.
همگونى به مفهوم مشترك ديدهاى متفاوت، فرآيند متحد كردن يك جامعه بشرى است. فرآيندى كه مىكوشد تا آن جامعه را جامعه هماهنگى سازد، تا بر نظم خاصى استوار گردد. استقرار وابستگى متقابل ميان اجزاء يك موجود زنده يا ميان اعضاى يك جامعه را تعريف گونهاى از همگونى مىتوان تلقى كرد.
آيا اين جامعه همگون همان جامعه وفور و مصرفى ايدهآل فلسفهها و بينشهاى اقتصادى غرب است؟ و يا جامعه بىطبقه و مرحله برين كمونيسم كه در ماركسيسم چون بهشت موعود براى آيندهاى دور نويد داده مىشود؟ و يا جامعهاى است كه وحدت و همگونى آن بر اساس اصيلترين امتياز انسان يعنى فكر و باور و ايمان و هويت مشترك او (فطرت) استوار است؟
اسلام، انسان را موجودى آزاد مىداند و تحولات تكاملى او را نيز در ارتباط با عنصر آزادى وى تفسير مىكند و هر نوع حالت تحميلى را از طبيعت به انسان متفكر و انتخابگر به دور مىشمارد و از اين رو آن نوع همگونى را ايدهآل انسان تلقى مىكند كه بر اساس فطرت و هويت مشترك و عنصر فكر و اراده و نيز باور و ايمان كه تجلى فكر و اراده است - بنيان گرفته باشد.
مسأله اقتصاد مانند بسيارى از مسائل روبنائى ديگر انسان، معلول شرايط خاص