فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٠ - ارزيابى تئورى حكومت واحد جهانى و حقوق اساسى بين الملل
مىبينند و در برابر آن على رغم ريشه تاريخى آرمان مقدس تشكيل حكومت واحد جهانى سنگاندازى مىكنند.
اديان آسمانى، مكاتب فلسفى، جامعهشناسان و مصلحان بزرگ همواره به جامعه بشرى نويد اميدبخش حكومت واحد جهانى را دادهاند، و اين فروغ مقدس را در دلها همچنان برافروخته نگه داشتهاند و هر كدام به زبانى و به كيفيتى آن را بيان داشته و از مصلحى بزرگ كه بنيانگذار حكومت جهانى خواهد بود سخن گفتهاند.
برتراند راسل در كتاب اميدهاى نو از وحدت سياسى جامعه بشرى بعنوان يك اميد ريشهدار و آرزو و انتظار منطقى و مبتنى بر واقعيات عينى سخن گفته است. وى مىگويد: اگر جنگ جهانى سوم نيز رخ دهد نبايد تصور كرد جهان به آخر رسيده است، جامعه جهانى به مرضى طولانى دچار خواهد شد، ولى نخواهد مرد. وظيفه ما آن است كه اين اميد را زنده نگه داريم.
ارزيابى تئورى حكومت واحد جهانى و حقوق اساسى بين الملل
در اين تئورى همانند سيستم حقوق بين الملل، مشكل دولتها، هم از ديد حقوقى و هم از نقطه نظر اجرائى، حل ناشدنى است و بالاخره حضور نمايندگان دولت در كنار نمايندگان مردم دوگانگى مزاحمى را در سيستم به وجود خواهد آورد، بعلاوه شخصيت حقوقى دولتها و مشروعيت آنها همچنان مشكل لا ينحل خواهد بود.
و از سوى ديگر تعيين معيار تقسيم قدرت و اختيارات، خود مشكل ديگرى است كه وسعت سرزمين، كثرت جمعيت، منابع طبيعى ثروت، رشد اقتصادى، تسليحات، علم و تكنولوژى، و موقعيتهاى حساس و ارزشمند مادى ديگر هر كدام مىتواند در معيارهاى قدرت و اختيارات، مؤثر واقع شود و خود سيستم جديدى از نابرابريها و بىعدالتيها و احيانا كشمكشها و اختلافهاى ريشهاى را به وجود آورد.
و نيز جامعه واحد جهانى وارث همه كينهها و انتقامها و اختلافات ديرينه ملتها و اقوام مختلف خواهد بود. و حكومت مقتدرى را كه بايد نظم و عدالت و امنيت را در سطح جهان برقرار كند دچار مشكلات فراوان و احيانا فشارهاى مخوفتر از آنچه كه در دولتهاى مقتدر ديده مىشود خواهد نمود.