فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٣١ - موارد كاربرد حكميت
تجاوز نكنند، ولى آنان گمراه گشته دست از حق كشيدند، در حالى كه آن دو آگاه بر كار خود بودند و از روى هواى نفس ستم روا داشتند).
[٣] . نقش حكميت در حقوق بين المللى:
پيامبر اسلام (ص) شخصاً حكميت را در اختلافات بين المللى بعنوان يك قاعده حقوق بين الملل به كار گرفت و در جريان اختلافى كه با بنى قريظه (يكى از سه گروه يهودى ساكن مدينه) به وجود آمده بود به شيوه حكميت حل و فصل شد، و طرفين موافقت كردند كه فصل خصومت را به شخص ثالثى واگذار كنند.
يهوديان بنى قريظه در جريان غزوه خندق (احزاب) على رغم پيمان عدم تعرض كه با پيامبر اسلام (ص) بسته بودند و برخوردارى از كمك به دشمنان اسلام متعهد شده بودند، با احزاب همكارى نمودند و براى سقوط و نفوذ نيروهاى احزاب به مدينه توطئه خطرناكى را پىريزى كردند.
عمل خيانتبار بنى قريظه ايجاب مىنمود كه عكس العمل متناسبى براى تنبيه خائنين از طرف پيامبر (ص) انجام گيرد، ولى پيامبر (ص) حل اين مسأله بسيار مهم را به حكميت واگذار كرد و تعيين شخص حكم را نيز بر عهده بنى قريظه گذارد.
سعد بن معاذ در عصر جاهليت همپيمان يهوديان بنى قريظه بود و به همين دليل وى از طرف بنى قريظه بعنوان حكم انتخاب شد و مورد تأييد پيامبر (ص) نيز قرار گرفت [١] و فرمود: نزل على حكم سعد بن معاذ (ما حكم سعد بن معاذ را بگردن مىنهيم) [٢] .
رأى و حكمى كه سعد بن معاذ در مورد حل و فصل اختلاف بين يهوديان بنى قريظه و پيامبر (ص) صادر نمود، گرچه مسالمتآميز نبود، ولى تنها راه عادلانهاى بود كه هم با تورات٣، و هم با عدالت اسلامى مطابقت داشت.
[١] رجوع شود به مغازى واقدى، ج ٢، ص ٥٠١ و سيره ابن هشام، ج ٢، ص ٢٤٠
[٢] رجوع شود به ارشاد شيخ مفيد، ص ٥٠.
[٣] تورات، فصل ٢٠، سفر تثنيه.