فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩٣ - ارزش حقوقى قراردادها
ارزش حقوقى قراردادها
بىشك اصل «پذيرش تعهدات» اساس هر نوع زندگى اجتماعى است و هرگاه ما گرايش انسان را به زندگى اجتماعى بعنوان كششى غير اختيارى و فطرى بدانيم، بايد «پذيرش تعهدات» را نيز به صورت يك اصل فطرى و اجتنابناپذير تلقى نمائيم.
همين اصل فطرى است كه در زندگى فردى به شكل التزام به برنامه و نظم و تقيدات فردى جلوه مىكند و در ارتباط با جهان آفرينش به صورت قبول واقعيتهاى عينى و حقائق علمى، و نيز در زمينه اذعان و اعتراف به آفريننده جهان، به صورت ايمان و تعهدات مذهبى ظاهر مىگردد.
و همچنين در زندگى اجتماعى در صحنه روابط افراد، التزام به قانون و احترام به مقررات اجتماعى و نيز در صحنه گستردهتر روابط بين الملل، شركت در قراردادها و معاهدات بين المللى و پاىبندى به اينگونه مقررات، همه و همه از مظاهر و آثار اصل پذيرش تعهدات است.
و به همين دليل بايد ريشه «گرايش به تعهدات» و «احترام و وفاء به تعهدات» را اصل واحدى شمرد و با قبول فطرى بودن حس گرايش به تعهدات، اصل وفاء به عهد را نيز از احساسات عالى فطرى انسان به شمار آورد.
با توجه به اينگونه اصول و ريشههاى فطرى مىتوان به ارزش تعهدات و قراردادها و نيز ضرورت انسانى و فطرى آن در سراسر زندگى انسانها بالاخص در زندگى اجتماعى و در جامعه بزرگ بشرى در روابط بين المللى پى برد، و از آنجا كه زندگى اجتماعى و در جامعه بزرگ بشرى در روابط بين المللى پى برد، و از آنجا كه زندگى حقيقى و ويژه انسانى ناگزير بايد بر اساس اصول و خواستهاى فطرى و مقتضيات طبيعت خاص انسانى استوار گردد و هر نوع انحراف و كمبود در زمينه اين اصول و خواستها با انحراف و نقصى در زندگى ويژه انسانى همراه و توأم مىباشد، زندگى ملل نيز در جامعه بزرگ بشرى بدون آنكه بر پايه قراردادها و تعهدات بين المللى استوار شود نمىتواند به صورتى شايسته و مطابق با فطرت و خواست طبيعى انسان تحقق پذيرد.
اصولا صرفنظر از ريشههاى فطرى اصل «ضرورت پذيرش تعهدات»، بررسى