فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٥ - اصل مقابله به مثل در اسلام
اين قاعده عرفى در روابط بين ملتها ريشهدارتر از نقش آن در روابط اجتماعى يك جامعه است، زيرا در بسيارى از موارد قاعده عرفى مقابله به مثل در قالب مجازاتهاى قانونى درآمده و حالت قاعده عرفى بودن را از دست داده است، ولى از آنجا كه در روابط بين الملل هنوز مجازاتهاى مشخصى جاى اين قاعده را نگرفته است، از اين رو قاعده مقابله به مثل همچنان در جامعه جهانى اعتبار خود را حفظ كرده است.
اصولاً دفاع مشروع كه حقى شناخته شده مىباشد، خود بر مبناى مقابله به مثل مىباشد. از اين رو سلب حق مقابله به مثل در بسيارى موارد به معنى نفى حق دفاع مشروع تلقى خواهد شد.
اصل مقابله به مثل در اسلام
در قرآن دو نوع برخورد با مقابله به مثل ديده مىشود:
[١] . مقابله به مثل در حقيقت شيوه مشابهى است كه ستمديده را وادار به كارى مىكند كه شروع به آن ظالمانه بوده و ظالم و مظلوم را در عمل يكسان جلوه مىدهد:
(وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلىٰ أَلاّٰ تَعْدِلُوا اِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوىٰ) ١ (اعمال تجاوزكارانه و ناپسند مردمى شما را بر آن ندارد كه شيوه عدالت را از دست بدهيد، شما عدالت را پيشه خود سازيد كه به تقوا نزديكتر است).
مقابله به مثل در اين تبيين بعنوان نوعى بىعدالتى در برابر بىعدالتى تلقى شده و مورد نهى صريح قرآن قرار گرفته است.
بىشك بىعدالتى را با عدالت نمىتوان مقابله به مثل كرد اگر مقابله به مثل در برابر بىعدالتى را بپذيريم خواه ناخواه مصداق مقابله به مثل در اين صورت روش غير عادلانه خواهد بود. اما اين بىعدالتى بدان جهت عادلانه است كه در برابر بىعدالتى اعمال مىگردد.
٢. تجاوز در برابر تجاوز، در حقيقت نوعى دفاع در مقابل ستم است و مقابله به
[١] . مائده: ٨، و نيز: (وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ أَنْ تَعْتَدُوا).