فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٣ - تجاوز و تعريف آن
سبيل الهدى [١] .
براى ريشه كن نمودن تجاوز راهى جز مجازات متجاوز نيست، و تنبيه متجاوز نه تنها او را از تكرار تجاوز بازمىدارد، بلكه ديگران را نيز وادار مىكند كه راه متجاوز را نپيمايند.
همچنين بزرگترين خطر تجاوز وقتى آشكار مىشود كه متجاوز به حال خود رها شود تا خود بر تكرار آن تشويق گردد و ديگران نيز راه او را بپيمايند.
هر نوع زير پا گذاشتن حقى، تجاوز است، و اين حق مىتواند فردى، اجتماعى و بين المللى باشد. نقض حقوق شناختهشده ملتها تجاوز به آنها مىباشد، و اين حق مىتواند از هر مقولهاى باشد و بارزترين آن تجاوز به حق حاكميت، استقلال و تماميت ارضى كشورهائى است كه از اين حقوق برخوردار مىباشند.
تجاوز در روابط بين المللى مىتواند ابعاد گستردهاى داشته باشد كه در هر مورد، نوعى نقض امنيت بين المللى را به همراه دارد.
تجاوز، ضد ارزشى است كه تجزيهپذير نيست، زيرا ناامنى نشأت گرفته از آن ممكن است ملتهائى غير از قربانى تجاوز را نيز دامنگير گردد، و زمينه را براى تجاوزهاى ديگر و گسترش ناامنى فراهم آورد و حتى خود متجاوز را نيز قربانى بگيرد.
تجاوز و تعريف آن
با وجود اينكه در ميثاق جامعه ملل مصوب ١٩١٩ م. كنفرانس صلح پاريس، توسل به جنگ غير قانونى اعلام شده بود، وقوع جنگ جهانى دوم و آثار ناشى از آن ناتوانى سازمانهاى بين المللى و آسيبپذيرى صلح و امنيت بين المللى را على رغم ميثاقها و عهدنامهها و حقوق پذيرفتهشده ملتها در برابر تجاوز، بيش از پيش به
[١] . همان مأخذ، ج ١١، ص ٤٠٥ (كسى كه تجاوزى را مشاهده مىكند كه انجام مىگيرد و عمل ناشايستى را كه بدان دعوت مىشود، بدل آن را بد انگارد، او سلامت خويش را بازيافته و از آن عمل برائت يافته است و كسى كه به زبان، آن را رد كند، پاداش مىيابد و آنكه با سلاح به مقابلهاش مىپردازد تا توحيد حاكم گردد، او راه هدايت جسته است).