فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٦ - مبحث دوم واژههاى صلح در فرهنگ سياسى اسلام
در احاديث اسلامى واژههاى سلام و صلح به صورتهاى مختلف آمده كه به ذكر چند مورد اكتفا مىكنيم:
[١] . التسليم علامه الامن و تحليل الصلاة١ (سلام دادن در نماز نشانه امنيت و بيرون آمدن از نماز است).
[٢] .
[٣] ">الحمد لله الذي شرع الاسلام فسهل شرائعه لمن ورده و اعز اركانه على من غالبه فجعله امناً لمن علقه
٢. (ستايش خدائى را سزا است كه اسلام را براى مردم، راه زندگى قرار داد و راههاى آن را آسان گردانيد و اركان آن را استحكام و عزت بخشيد و آن را وسيله امنيت براى كسى كه به آن بگروند قرار داد).٣. المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه. اين حديث كه در متون اسلامى از جمله در نهج البلاغه خطبه ١٦٧ و نيز در كنز العمال، ج ١، ص ١ [٤] ٩ آمده، نشان دهنده تقارن و تلازم اسلام و صلح و همزيستى مىباشد.
معنى حديث اين است كه مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و از دست او در امان و سلامت باشند.
٤. من اسلم سلم اين حديث را كه مسند احمد بن حنبل در مجلد پنجم، صفحه ٢٤٧ نقل كرده به معنى آن است كه: هر كس اسلام آورد در سلم و سلامتى و همزيستى به سر مىبرد و از هر آفت و آسيبى مصون مىماند، و شبيه همين معنى است پيامى كه پيامبر به امپراتور ايران فرستاد «اسلم تسلم» و حديث ديگر: «تغزو فتغنم و تسلم» كه در سنن ابى داود كتاب جهاد، صفحه ٣٤ آمده است.
٥. در احاديث مربوط به ظهور حضرت مهدى (عج) آمده است: «تملا الارض من السلم٣ (زمين را پر از صلح مىكند).
٦. «من مشى فى صلح بين اثنين صلى عليه ملائكه الله حتى يرجع»٤ (كسى كه براى سازش و صلح بين دو نفر گامى بردارد، تا برگردد فرشتههاى رحمت او را درود مىفرستند).
[١] وسائل الشيعة، ج ٤، ص ١٠٠٦
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٠٦.
[٣] ابن ماجه، باب فتن، ص ٣٣.
[٤] وسائل الشيعة، ج ١٣، ص ١٦٣.