فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٣ - مبحث چهارم شناسائى دولتها از ديدگاه اسلام
شناسائى دولتها از ابعاد مختلف، در دو حالت صلح و جنگ قابل بحث است.
[١] . در حالت صلح:
الف - شناسائى به لحاظ مشروعيت دادن و يا قبول مشروعيت نظام حاكم در يك كشور.
ب - شناسائى به لحاظ ايجاد و استمرار رابطه صلحآميز و مناسبات سياسى و ديپلماسى.
ج - شناسائى به لحاظ ايجاد و استمرار روابط اقتصادى.
د - شناسائى به لحاظ ايجاد و استمرار روابط فرهنگى.
در سه مورد اخير ممكن است مسئله مشروعيت دادن به دولت و يا قبول مشروعيت آن مطرح نباشد، ولى در هر حال، از آنجا كه اين روابط ممكن است به مناسبات و عقد قراردادهاى مختلف بيانجامد، اعطاى نوعى صلاحيت و يا اذعان به آن، ملزوم هر نوع رابطه صلحآميز مىباشد، ولى اين نوع صلاحيت هرگز به معنى اعطاى مشروعيت و يا قبول آن نيست.
فقها وقتى بحث از مسائلى چون «موادعه»، «مهادنه»، «صلح»، «محايده»، «ذمه» «استيمان» و نظائر آن به ميان مىآورند، مفهوم آن با توجه به مفاد اين عناوين، آن است كه به طور ضمنى صلاحيت بيگانگان براى طرف واقع شدن در اين امور را پذيرفتهاند.
به تعبير ديگر وقتى پيامبر (ص) با يهوديان مدينه قرارداد اتحاد ملى مىبندد١، و با مشركين كه در جريان حديبيه قرارداد متاركه جنگ را امضاء مىكند، و در موارد ديگر قراردادهاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى منعقد مىنمايد، مفهوم اين عمل آن است كه صلاحيت طرف مقابل براى امضاء اين قراردادها و دست كم براى ايجاد و استمرار اين نوع روابط مورد تأييد قرار گرفته است.
٢. در حالت جنگ: حالت جنگ نيز بدون نوعى شناسائى قابل طرح نيست.
نهايت اينكه شناسائى در اين حالت بسيار رقيق و صرفاً به معنى اذعان به وجود خارجى طرف مقابل مىباشد، زيرا اگر چنين اذعانى نباشد، بىشك جنگ هيچ
[١] . رجوع شود به مكاتب الرسول، ج ١، ص ٢٤١.