فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦١ - مبحث چهارم شناسائى دولتها از ديدگاه اسلام
نويسنده ديگرى مىگويد [١] : «اسلام در صدد سلطه سياسى بر جهان نيست و نمىخواهد كه تمام دنيا را به اطاعت خود درآورد [٢] ، بلكه برعكس ويرانگرى و شدت عمل بيهوده را محكوم مىكند. از آنجا كه اسلام هماهنگى جهان و صلح بين آدميان را هدف قرار داده است، بهكاربردن قدرت را از براى دفع شر و رفع ظلم مجاز مىدارد و مقصود غائى، برقرارى صلح و عدالت است».
«و از اين رو اسلام نه تنها در حوزه روابط بين المللى ابتكارى نشان داده است، بلكه نخستين نظام حقوقى استوارى بود كه مفهوم شناسائى كامل حكومتهاى خارجى را مورد تأكيد قرار داد و بر اساس وظيفهاى مقدس، حقوق ملل بيگانه را در زمان صلح و هنگام جنگ تضمين كرد».
«مفهوم اصطلاحات جديد بين المللى با دستورهاى شريعت الهى كاملاً تطابق ندارد، از آنجا كه نظام بين المللى معاصر بر اساس مفاهيم نظرى «برابر و تقابل» بنا شده است، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا با قوانين سنتى اسلام كه گرايش جهانى دارد حصول اين شرايط ممكن است؟
مسلمانان جواب مثبت مىدهند و دليل مىآورند كه به يقين شريعت الهى، با همه وسائل ممكن، از جمله، به خصوص از راههاى مسالمتآميز [٣] ، بايد در سرار جهان مستقر شود، زيرا دين را نمىتوان به زور تحميل كرد [٤] ، نص قرآن كريم اصل موجوديت ملتها را تأييد مىكند [٥] و صلح را توصيه مىنمايد.
طرز خطاب پيامبر اسلام (ص) و جانشينان وى به سلاطين و رؤساى اقوام غير مسلمان نشان مىدهد كه با آنان بر اساس مساوات رفتار مىكردند».
نويسنده در توجيه سياست منفى برخى از رهبران انقلابى مسلمان در روابط خارجى مىگويد:
«اگر بعضى از رهبران مسلمان كه روحيه انقلابى دارند، چندان پاىبند رعايت
[١] . مارسل بوازار در كتاب انسان دوستى در اسلام، ص ١٩٧، و ١٨٠ و ١٨١
[٢] اشاره است به سوره نحل: ٩٣.
[٣] اشاره است به سوره عنكبوت: ٤٦.
[٤] اشاره است به سوره بقره: ٢٥٦.
[٥] اشاره است به سوره بقره: ٦٢ و نيز سوره حجرات: ١٣.