فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٧ - مبحث دوم انواع تولد جامع١٧٢٨ سياسى جديد
دولت مستقل جديد گرديده است، و بر اثر اين تحول، استقلال و حاكميت كشور تجزيه شده از ميان رفته و دو دولت جديد جايگزين كشور واحد و مستقل قبلى شده است، مانند آلمان كه پس از جنگ بين المللى دوم، و كره بعد از جنگ و ويتنام قبل از شكست امريكا در اين كشور، هر كدام به دو كشور تبديل شدند.
در رابطه با اين نوع تولد جامعه سياسى جديد نيز مسأله شناسائى و اركان و عناصر ياد شده در تعريف شناسائى، قابل مطالعه و بررسى است، به ويژه از نقطه نظر مشروعيت عوامل شناسائى و بهائى كه براى ملتها داده مىشود بسى جاى مناقشه است.
٤. اتحاد دو يا چند دولت، و تشكيل دولت واحد جديد كه گاه بر اساس خواسته ملتها و گاه به دليل فشارهاى خارجى و عوامل استكبارى انجام مىگيرد و شرايط جديدى را در جامعه بين المللى به وجود مىآورد كه موجب طرح مسأله شناسائى از طرف دولتهاى قديم نسبت به دولت جديد مىگردد.
از قبيل آنچه در ويتنام گذشت و اتحاد دو كشور ويتنام شمالى و ويتنام جنوبى به دنبال يك سلسله جنگهاى طولانى ناخواسته كه سالها بر ملت ستمديده ويتنام تحميل شد و به دنبال آن ويتنام تجزيه شده و دوباره به صورت كشور واحد پا به وجود گذارد.
٥. تأسيس دولت غاصب صهيونيستى اسرائيل در فلسطين اشغالى، نوع ديگرى از تولد جامعه جديد سياسى است كه بر اساس تصميمگيرى و رأى سازمان ملل متحد به وجود آمد و مسائل بغرنج و مشكلات پيچيدهاى را در سياست بين المللى به دنبال آورد.
ملتى از سرزمين خود آواره شد و استقلال و حاكميتش سلب گرديد، و دولت فلسطين از جغرافياى جهان محو شد، و مهاجرين يهود از كشورهاى مختلف رو به سرزمين ملت ديگر آورد و در سرزمينى كه متعلق به ملت ديگر است، دولت تشكيل داد. و سازمان ملل متحد بر خلاف هدف و فلسفه وجوديش زمينه را فراهم كرد تا دولت جديد غاصب در سرزمين فلسطين پا بگيرد، و سپس بعنوان موجوديتى كه نمىتوان آن را انكار كرد، ابتداء توسط قدرتهاى بزرگ استكبارى كه منافعشان با